تبلیغات
یادداشت های یك معلم اهری - کلینیک خدا

کلینیک خدا

نویسنده : سعداله آریافر سه شنبه 27 دی 1390 10:46 ب.ظ  •   

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم،فهمیدم که بیمارم......

خدا فشار خونم را گرفت،معلوم شد که لطافتم پایین آمده

زمانی که دمای بدنم سنجیده شد دماسنج 40درجه اضطراب نشان داد.

تست ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم،تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود.....

وآنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون بر اثرحسادت زمین خورده بودم وچندین شکستگی پیدا کرده بودم......دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم وآنها را درآغوش بگیرم.

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم ،چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتیست که صدای خداوند را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم.....

خدای مهربان برای همه ی این مشکلات به من مشاوره رایگان دادومن به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

·     هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

·     قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

·     هر ساعت یک کپسول صبر،یک فنجان برادری و یک لیوا ن فروتنی بنوشم

·     زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم

·     زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده بخورم

امیدوارم خداوند نعمتهایش را بر همه سرازیرکند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک به هر دعا...

                                                              ازوبلاگ یک دبیرفیزیک



آخرین ویرایش: - -

دوشنبه 3 بهمن 1390 11:39 ب.ظ
اگر بندگان میدانستند که چقدر مشتاق آنانم تا بیایند و توبه کنند و من توبه آنان را قبول کنم بند بند بدنشان از هم جدا میشد‎.‎
....
شهادت حضرت امام رضا (ع) را بر عاشقان آن امام رئوف تسلیت عرض میکنم.
ضمنا وبلاگ مفیدی دارین.موفق باشین.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر