تبلیغات
یادداشت های یك معلم اهری - شاخص های تربیتی دراسلام(3)

شاخص های تربیتی دراسلام(3)

نویسنده : سعداله آریافر جمعه 19 اسفند 1390 09:02 ب.ظ  •    ارسال شده در: مقالات تربیتی معلم اهری

« قل هذه سبیلی إدعوا إلی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی» (یوسف، آیه 801)
بگو این راه من است، من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را بسوی خدا دعوت می کنیم.
در این آیه خداوند به پیامبر خویش می فرماید که اعلام کن راه خدا، دعوت به توحید خالص همراه با بصیرت و بینایی است و اگر کسی می خواهد به آن قله رفیع برسد باید به دعوت پیامبر خدا پاسخ مثبت دهد.
نکته ای که در این آیه شایان توجه است، این است که بار دعوت به سوی خداوند تنها بر دوش پیامبر نیست بلکه بر دوش پیروان او نیز هست. البته کسی می تواند این منصب سنگین و بزرگ را عهده دار گردد که مانند پیامبرازهر شرکی پاک شده و دارای علم و بصیرت و یقین به مقام خداوند باشد،نه هرکسی که ادعای پیروی دارد یا طبق آیه « قد تبین الرشد من الغی» (بقره، آیه 256) ( راه درست از راه انحرافی روشن شده است.) راه رشد و کمال از مسیر انحطاط و گمراهی باز شناخته شده و لذا اساس حرکت انسان به سوی کمال و رشد نمی تواند بر جهل و نادانی استوار باشد.

علم و دانش:

می توان بطور خلاصه علم را چنین تعریف نمود: « حضور شیء یا صورت آن نزد عالم». حضور خود شییء در علم حضوری است و حضور صورتش در علم حصولی ( کاردان و همکاران، 1382، ص 418).
بنابر تعریف دیگر علم نقطه مقابل جهل و به معنای وضوح و ثبوت چیزی آمده است (مطهری، 1376، ص 63).
قرآن کریم نیز در آیه « هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» (زمر، آیه 9) به برتری عالمان بر کسانی که از این ارزش برخوردار نیستند تصریح کرده است. در سوره طه آیه 114 « و قل رب زدنی علما» به پیامبر اکرم (ص) امر می شود که از درگاه الهی افزایش علم خود را طلب کند و در آیات دیگر قرآن کریم مانند بقره آیه 280، نحل آیه 95 و عنکبوت آیه 15و ... همواره کسانی که اهل علم و آگاهی نیستند، سرزنش می شوند و همین کاستی علت بسیاری از کاستی های دیگر شمرده می شود.
علاوه بر آیات قرآن کریم، مؤکد ترین و صریح ترین توصیه های رسول خدا درباره علم است. این جمله از مسلمات همه مسلمانهاست که رسول خدا فرمود: « طلب العلم فریضه علی کل مسلم» تعلیم و دانشجویی بر هر مسلمانی فرض و واجب است و اختصاص به طبقه یا جنس خاصی ندارد. هر کس مسلمان است باید دنبال علم برود.
همچنین فرمود: « اطلبوا العلم ولو بالصین» علم را پی جویی کنید و لو مستلزم این باشد که تا چین سفر کنید، یعنی علم مکان معین ندارد هر نقطه جهان که علم است بروید و اقتباس کنید.
باز فرمود: « کلمه الحکمه ضاله المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها» سخن علمی و حکیمانه گمشده مؤمن است هر جا آنرا بیابد برمی دارد، مؤمن نیز علم را مال خود می داند در دست هر که ببیند آن را می گیرد. از نظر اسلام علم فریضه ایست که نه از لحاظ متعلم و نه از لحاظ معلم و نه از لحاظ زمان و نه از لحاظ مکان محدودیت ندارد و این عالیترین توصیه ای است که می توانسته بشود و شده است (مطهری، 1361، ص 276).
البته آنچه امروزه غالباً بعنوان مصرف مقلدانه دانش دیگران در مراکز آموزشی ما می گذرد فاصله زیاد ما را با تربیت اسلامی و تولید علم و تفکر علمی که در اسلام مطرح است و ریشه در منابع اسلامی دارد را نشان می دهد (ذو علم، 1380، ص 47).

تفکر و تعقل:

اهل نظر فکر را « قوه کوبنده علم به سوی معلوم» (راغب اصفهانی، ص 643) و تفکر را « کوشش این قوه بر حسب نظر عقل» ( راغب اصفهانی، ص 643)، « زیر بنای حیاه انسانی» (طباطبایی، ج5، ص 259) و « شگفت انگیزترین اعمال ذهنی» ( مطهری، ج5، ص 99) بشرمعرفی کرده اند.
تفکربه معنای «رسیدن به مجهول و حل آن از طریق معلومات متناسب» در اسلام پایگاه ارزشمندی دارد (مطهری، 1376، ص 86)
به فرموده امام علی (ع) « تفکر انسان را به سمت نیکویی و عمل دعوت می کند تا آنجا که ساعتی تفکر برتر از عبادت یکسال برشمرده شده است» ( سجادی، 1384، ص 38). اساس پذیرش دین تعقل، تفکر و انتخاب آگاهانه است و بر همین مبنا اصول دین تعبدی نیست.
از نظر اسلام انسان با توانایی برگرفته از عقل و اندیشه به عمق امور پی می برد. اینکه در قرآن و روایات پرورش این توانایی و استفاده از آن در فهم دین مورد تأکید قرار گرفته نشان دهنده نقش عقل در فهم حقایق و تکالیف دینی است.
در قرآن تفکر و تعقل هدف فهم آیات الهی است. این شاخص به عنوان یک شاخص زیر بنایی اگر به آن توجه نشود، ریشه ها و بنیه اصلی تدین دچار فرو کاهی و سستی خواهد شد. « افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اغفالها» (محمد، آیه 24) آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است. قرآن کریم مردمان را حتی به تدبر و تامل در آیات الهی فرا می خواند و کسانی را که بدون تعقل و ژرف اندیشی با آیات خدا برخورد می کنند مورد سرزنش قرار می دهد.
این کتاب آسمانی تنها برای تلاوت نیست، بلکه هدف نهایی آن ذکر (یادآوری)، و تدبر (بررسی عواقب و نتایج کار)، انذار (بیم دادن) و خارج کردن انسانها از ظلمت به نور هدایت است که در آیات متعدد به آنها اشاره شده است.
همچنین در آیات « إن شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون» (انفال، آیه 22)، « و قالوا کنا نسمع أو نعقل ما کنا فی أصحاب السعیر» (ملک، آیه 10) کسانی را که اهل تعقل نیستند بدترین جنبندگان معرفی می کند و علت انحطاط اهل دوزخ را عدم تعقل می داند.
بنا بر فرموده قرآن کریم اولین گام در قیام الله تفکر است (سبأ، آیه 46) و انسان به تفکر در خویشتن و جهان اطراف خود دعوت شده است. « سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق» ( فصلت، آیه 53). بنابراین بدون تفکر رشد الهی انسان تحقق نمی یابد و تفکر ابزاری است که آدمی را از تاریکی جهل به سوی روشنایی علم و معرفت خارج ساخته و بینش و وسعت نظر به او می بخشد یعنی انسان با تفکر در خداوند، خویشتن و جهان اطراف به معرفت و بینش نایل خواهد شد. پرورش قوه تفکر دانش آموزان آنها را به سمت و سوی نقد و ارزیابی و تحقیق و پژوهش می کشاند.
شاخص نقد و ارزیابی: نقد به معنی جدا کردن خوب از بد و ظاهر ساختن عیوب یا محاسن کلام است (عمید، 1363، ص 1167). ارزیابی عبارت است از مقایسه آنچه که انجام شده با آنچه که باید انجام گیرد، جهت شناخت نقاط قوت و ضعف برنامه ها (اعرافی و همکاران، 1380، ص 285).
قرآن کریم در آیه « و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا ما نتبع ما ألفینا علیه آبائنا أو لو کان آباءهم لا یعقلون شیئاً و لا یهتدون» (بقره،آیه 170) با اشاره به استدلال مشرکان، که پیروی روش پدرانشان را برای رد دعوت پیامبران مطرح می کنند، تلویحاً آنان را به بازنگری و ارزیابی روش و مسلک گذشتگان فرا می خواند که اگر روش آنان با معیارهای فطری و عقلی سازگاربود آن را بپذیرند و الا نه.
در آیه دیگر « فلینظر الانسان الی طعامه» ( عبس، آیه 24) هم دقت و نگاه نقادانه در مهمترین کارهای حیاتی انسان را گوشزد کرده و نسبت به تبعیت و تقلید کورکورانه و محض دیگران هشدار می دهد. در روایات همچنین موضوع نقد و بازنگری مستمر و محاسبه نفس بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. امام علی (ع) درخطبه 222 نهج البلاغه می فرماید: « فحاسب نفسک لنفسک فإن غیرها من الانفس لها حسیب غیرک» پس اکنون به خاطر خودت حساب خویش را بررسی کن زیرا دیگران حسابرسی غیر از تو دارند. وظیفه امر به معروف ونهی از منکر نیز که می تواند به عنوان شاخص مستقلی مطرح شود مستلزم نقد و ارزیابی مستمر اوضاع جامعه اسلامی است. پرورش روحیه نقد و ارزیابی در دانش آموزان آنها را به سمت تفکر، تحقیق و پژوهش سوق می دهد.
شاخص ولایت پذیری: ولایت از ماده ولی به معنای قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصله ای در کار نباشد، یعنی اگر دو چیز آنان چنان به هم متصل باشند که هیچ فاصله ای در میان آنها نباشد ولی به کار برده می شود (مطهری، 1378، ص 36).
در تعریف دیگر ولایت به معنی تصدی و صاحب اختیاری است و ازنظر اسلام دو نوع ولایت وجود دارد:
1-ولایت منفی که اجتناب از همدلی با کفار و منافقان و طاغوت است.
2-ولایت مثبت که در راستای ولایت الهی است (مطهری، 1378، ص42).
آیه 59 از سوره نساء می فرماید: « یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی ألامر منکم» و آیه 44 سوره کهف می فرماید: « هنالک الولایه لله الحق». این آیات بیانگر آن است که یکی از خصوصیات تربیتی فرد مسلمان، پذیرفتن فرد مسلمان، پذیرفتن ولایت خداوند متعال، رسول اکرم (ص) و معصومین و کسانی است که در ویژگی ها وخصوصیات اعتقادی و علمی و رفتاری در مسیر آن بزرگواران قرار دارند. ولایت پذیری به معنی زور پذیری و تسلیم بی قید و شرط در برابر نظام حکومتی و حکومت کنندگان نیست، بلکه به معنای قبول حاکمیت علم و عدالت و مشارکت برای تحقق شایسته سالاری و اشراف نخبگان ذی صلاح بر زمام امور جامعه است (ذو علم، 1380، ص 50).
این شاخص بخصوص در جوامعی همچون جامعه ما که در گذشته های طولانی از حاکمیت زورمندان و مستبدان، رنج برده اند و خود به خود روحیه ای ضد نظام حکومتی در لایه های ذهنی جامعه شکل گرفته است بسیار ظریف و حساس است و تعمیم و تعمیق ولایت پذیری مبتنی بر بصیرت و معرفت و تعقل و نقادی، کاری است دشوار و در عین حال ضروری.قرآن کریم در آیه 35 سوره احزاب پس از آنکه اوصاف اصلی مردان و زنان مؤمن را بر می شمارد بلافاصله در آیه بعدی سخن از ولایت پذیری به میان آورده است: « و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه اذا قضی الله و رسوله أمراً أن یکون لهم الخیره ...» تأملی در سیاق این دو آیه و ترتیب آن نشان می دهد تحقق اوصاف برجسته ایمانی شرط لازم برای تحقق ولایت پذیری در حد اعلای آن است (ذو علم، 1380، ص 50). یعنی افرادی شاخص ولایت پذیری را دارند که دارای صفات عالیه ایمانی باشند که زیر بنای آن معرفت و بصیرت است. کسانی که ولایت پذیری را تنها برای عوام لازم می شمارند، در حقیقت به مقتضای معنای عوامانه ولایت، داوری می کنند و گرنه در معنی حقیقی ولایت این عقلا و نخبگان اند که در صف مقدم ولایت پذیری قرار دارند.
شاخص حب الهی: مطهری به نقل از کتاب « احیاء علوم الدین» غزالی حب و بغض را اینگونه تعریف می کند: « حب عبارتست از میل طبع به شیء که در ادراکش لذت است و بغض عبارتست از نفرت طبع به شیئی که در ادراکش درد، تعب و سختی نهفته باشد» (مطهری، 1378، ص 75).
در جای دیگر مطهری به نقل از صدرالمتألهین محبت را همین گونه با عبارت و بیان دیگر چنین تعریف کرده اند: « محبت عبارتست از ابتهاج (بهجت و سرور) به شیئی که موافق با طبیعت انسان باشد، اعم از اینکه آن شیئ یک امر عقلی باشد یا حسی، حقیقی باشد یا ظنی» (مطهری، 1378، ص 34).
محبت راهی است به سوی همشکلی و همسانی و محبت طریقی است برای دستیابی به کمال مطلوب. بنابراین دوست داشتن نیازی اصیل برای آدمی است.
آمیختگی فطرت انسان با محبت دلیلی است بر وجود محبت در ذات اقدس الهی زیرا نمی توان پذیرفت که محبت بدون آنکه در خداوند سبحان باشد آن را در آدمی به ودیعت بگذارد. به عبارت دیگر وقتی خداوند به بنده ای از رحمت بیکران خود لطف می کند،درحقیقت او را مورد محبت خویش قرار داده است.
برای یک فرد مسلمان، مهمترین شاخص رشد و تعالی اخلاقی و تربیتی این است که محبوب خدا باشد و با رفتار و ویژگیهای خود حب الهی را بدست آورده باشد. در قرآن کریم آیه 31 آل عمران « قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» رسیدن به این نقطه، مستلزم پیروی و تبعیت محض از نمود عالی و عینی اسلام یعنی نبی اکرم (ص) شمرده شده است. از سوی دیگر این شاخص زیربنای سایر شاخصهاست. اینکه از نظر احادیثی مانند: « هل الدین الا الحب؟» اساس و جوهر دین در حب و عشق خلاصه شده، مطلب گزافی نیست و در تربیت اسلامی ریشه دار کردن این محبت و متمرکز کردن توجه قلبی و عشق درونی در حضرت حق ارزشی اساسی است. البته تقویت و تعمیق عشق و حب حقیقی، در گرو معرفت و عبادت است که بدون این دو عنصر، حب الهی از سطح احساس غریزی و فطری چندان فراتر نخواهد رفت همچنانکه در آیه 165 سوره بقره می فرمایند: « و الذین آمنوا أشد حباً لله».

ادامه دارد.....


آخرین ویرایش: - -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر