تبلیغات
یادداشت های یك معلم اهری - انگیزش(1)

انگیزش(1)

نویسنده : سعداله آریافر چهارشنبه 16 فروردین 1391 09:37 ب.ظ  •    ارسال شده در: مقالات تربیتی معلم اهری

باتوجه به اینکه درآزمون دکترا دررشته روانشناسی تربیتی شرکت کرده ام مطالبی درموردانگیزه جمع آوری کرده ام که مناسب دیدم تقدیم کنم.امیدوارم مورداستفاده قرارگیرد


تعریف انگیزش
اصطلاح انگیزش از فعل لاتین  به معنی حرکت دادن مشتق شده است، مفهوم کلی جنبش (تحرک) منعکس کننده این تصور عام است که انگیزش چیزی است که ما را به جنبش و تحرک وادار و کمک می کند تا تکلیف خود را کامل کنیم. انگیزش اغلب در قالب نیروهای درونی، صفات پایدار، پاسخ های رفتاری به محرک ها، مجموعه ای از باورها و عواطف مفهوم سازی شده است.
مؤلفه های انگیزش: اهدافی که محرک عمل و جهت دهنده ی آن هستند.
1.انگیزش فرایندی است که طی آن فعالیت هدف محور برانگیخته و حفظ می شود
2.انگیزش فرایند است نه فراورده (محصول)
3.انگیزش نیازمند فعالیت جسمانی و ذهنی است. فعالیت جسمانی مانند( تلاش، پشتکار و سایر اعمال آشکار) و فعالیت های ذهنی مانند( طراحی، تمرین، تکرار، سازماندهی، نظارت، تصمیم گیریها، حل مسائل و سنجش پیشرفت)
4.فعالیت برانگیخته، فراخوانده و حفظ می شود.
ارتباط انگیزش با یادگیری و عملکرد
1.انگیزش می تواند هم بر یادگیری و هم بر عملکرد مهارتها، راهبردها و رفتارهای پیش آموخته تاثیر بگذارد همچنین انگیزش می تواند بر چیستی ، زمان و چگونگی یادگیری اثر بگذارد.
انگیزش با یادگیری و عملکرد رابطه متقابل دارد، یعنی انگیزش بر عملکرد و یادگیری تاثیر گذارده و آنچه دانش آموزان انجام می دهند و یاد می گیرند بر انگیزش آنها اثر می گذارد.
نظریه های تاریخی انگیزش
نظریه های رفتاری و شناختی:
فرایندی که به واسطه آن انگیزش رخ می دهد موضوع اساسی به شمار می رود. نظریه های رفتاری، انگیزش را تغییر در نرخ، فراوانی، وقوع (رخداد)، یا شکل رفتار (پاسخ) می دانند که تابعی از رویدادها و محرکهای محیطی است .
از نقطه نظر یک رفتار گرا، انگیزش توسط نرخ یا احتمال رفتار تعریف می شود.
بیشتر دیدگاههای تاریخی انگیزش رفتار گرا هستند چون آنها انگیزش را در قالب پدیده های قابل مشاهده تشریح می کردند، در مقابل نظریه های شناختی بر نقش علی ساختارهای ذهنی، پردازش اطلاعات و باورها تأکید می کنند. انگیزش حالت درونی است، ما آن را مستقیماً مشاهده نمی کنیم بلکه نتایج (بازده های) آن را مشاهده می کنیم. نظریه های شاختی، متفاوت انگیزش بر فرایندهایی مانند اسناد، ادراک شایستگی، ارزش، عواطف، اهداف و تقابلهای اجتماعی تاکید می کنند.
? نظریه های تاریخی:
دیدگاههای انگیزشی و روانشناسی به صورت عام عمدتاً از فلسفه ریشه می گیرند. انگیزش در قالب دو مفهوم اراده خواست و غرایز بررسی می شوند.
1.اراده خواست : خواست منعکس کننده یک میل ، خواسته یا هدف شخصی و اراده، عمل استفاده از خواست است.
در میان فلاسفه و رونشناسان در مورد این که اراده یک فرایند مستقل است یا این که محصول (نتیجه) سایر فرایندهای ذهنی (احساسات، ادراکات) توافقی وجود ندارد.
از نظر درون نگرانی مانند جیمز، اراده یک حالت ذهنی بوده که در آن میل داریم عمل خاصی انجام دهیم و اعتقاد داریم که اجرای آن در توان ماست. اراده فرایند تبدیل نیت ها به اعمال است و زمانی بیشترین اثر را دارد که نیتهای متنوعی برای عمل رقابت می کنند. این موضوع علت تبدیل نشدن بیشتر افکار ما به عمل است ما نیازمند نوعی فرمان(دستور)، الزام (اجبار) یا رضایت آنی ارادی هستیم تانیات را به عمل تبدیل کرده و خواست خودمان را به فعالیت تغییر دهیم.
? غرایز:
دیگر دیدگاه اولیه انگیزشی بر غرایز یا تمایلات فکری تاکید داشت که خود را در رفتار نشان می دهند (مثل تقلید، رقابت، خشم ،نفرت و . . .).
جیمز (1890) معتقد بود که غرایز نمی تواند همه رفتار را تبیین کنند اما بنیادی فراهم می آورند که اساس تجربه شکل گیری عادتها قرار می گیرند و رفتار غریزی با بازتابها و یادگیری همپوشی دارد.
مک دوگال (1926) معتقد بود که تمام رفتارها غریزی هستند. غریزه آمادگی برای عمل به طرق خاص نیست بلکه عناصر شناختی (آگاهی از روش های ارضای غرایز)، عاطفی (هیجان های ناشی از غرایز) و عملی (تلاش برای رسیدن به موضوع غریزه) را در بر می گیرد. او اعتقاد داشت که :
1.اهداف یا (موضوع های ) راه اندازی غرایز می توانند تغییر کنند و در نهایت خود فعالیتها می توانند غریزه کنجکاوی را برانگیزانند.
2.رفتار غریزی نیز می تواند تغییر کند.
3.وقتی چند غریزه همزمان فعال می شوند آنها می توانند تغییر کنند که غریزه حاصل نماینگر یک ترکیب است.
4.غرایز به اشیاء و یا موقعیتها مربوط می شوند اما طبقه بندی همه رفتارها به عنوان رفتار غریزی کم اهمیت انگاشتن نقش یادگیری است. در نظریه انگیزش، لازم است مشخص شود غریزه کجا پایان می پذیرد و یادگیری کجا آغاز می شود.
? نظریه فروید:
فروید انگیزش را به عنوان انرژی فراوانی تلقی می کرد. او باور داشت که نیروهای درونی افراد مسئول رفتار آدمیانند، مفهوم فروید از واژه آلمانی نیروی برانگیزاننده، شباهت نزدیکی به انگیزش دارد به عقیده (وستن) بخش هایی از میراث فروید امروز هم مفید است به ویژه این عقیده که برخی ابعاد تفکر و رفتار ناخود آگاه هستند و افراد نمی توانند به آنها پی ببرند با نظریه های معاصر در مورد انگیزه های ضمنی و روانشناسی شخصیت و اجتماعی هماهنگی دارد از سوی دیگر این فرض که بیشتر انگیزش افراد از فشارهای درونی ناخودآگاه ریشه می گیرد به معنای کم اهمیت شمردن شناختهای شخصی و عوامل محیطی است.
? نظریه های شرطی سازی:
بر خلاف نظریه فروید این نظریه ها بر تحلیل رفتارهای قابل مشاهده متمرکز شدند و بر پیوند محرکها با پاسخ ها به عنوان ساز و کار یادگیری تاکید می ورزند این نظریه ها با انگیزش ارتباط دارند، زیرا انگیزش در سطح رفتاری احتمال یا نرخ پاسخ دهی را در بر می گیرد. سه نظریه مهم شرطی سازی عبارتند از نظریه های :
1.ثورندایک (پیوند گرایی)
2. پاولوف ( شرطی سازی کلاسیک)
3.اسکینر (شرطی سازی عامل)
ادامه دارد....



آخرین ویرایش: - -

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر