انگیزش(1)

چهارشنبه 16 فروردین 1391  10:37 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

باتوجه به اینکه درآزمون دکترا دررشته روانشناسی تربیتی شرکت کرده ام مطالبی درموردانگیزه جمع آوری کرده ام که مناسب دیدم تقدیم کنم.امیدوارم مورداستفاده قرارگیرد


تعریف انگیزش
اصطلاح انگیزش از فعل لاتین  به معنی حرکت دادن مشتق شده است، مفهوم کلی جنبش (تحرک) منعکس کننده این تصور عام است که انگیزش چیزی است که ما را به جنبش و تحرک وادار و کمک می کند تا تکلیف خود را کامل کنیم. انگیزش اغلب در قالب نیروهای درونی، صفات پایدار، پاسخ های رفتاری به محرک ها، مجموعه ای از باورها و عواطف مفهوم سازی شده است.
مؤلفه های انگیزش: اهدافی که محرک عمل و جهت دهنده ی آن هستند.
1.انگیزش فرایندی است که طی آن فعالیت هدف محور برانگیخته و حفظ می شود
2.انگیزش فرایند است نه فراورده (محصول)
3.انگیزش نیازمند فعالیت جسمانی و ذهنی است. فعالیت جسمانی مانند( تلاش، پشتکار و سایر اعمال آشکار) و فعالیت های ذهنی مانند( طراحی، تمرین، تکرار، سازماندهی، نظارت، تصمیم گیریها، حل مسائل و سنجش پیشرفت)
4.فعالیت برانگیخته، فراخوانده و حفظ می شود.
ارتباط انگیزش با یادگیری و عملکرد
1.انگیزش می تواند هم بر یادگیری و هم بر عملکرد مهارتها، راهبردها و رفتارهای پیش آموخته تاثیر بگذارد همچنین انگیزش می تواند بر چیستی ، زمان و چگونگی یادگیری اثر بگذارد.
انگیزش با یادگیری و عملکرد رابطه متقابل دارد، یعنی انگیزش بر عملکرد و یادگیری تاثیر گذارده و آنچه دانش آموزان انجام می دهند و یاد می گیرند بر انگیزش آنها اثر می گذارد.
نظریه های تاریخی انگیزش
نظریه های رفتاری و شناختی:
فرایندی که به واسطه آن انگیزش رخ می دهد موضوع اساسی به شمار می رود. نظریه های رفتاری، انگیزش را تغییر در نرخ، فراوانی، وقوع (رخداد)، یا شکل رفتار (پاسخ) می دانند که تابعی از رویدادها و محرکهای محیطی است .
از نقطه نظر یک رفتار گرا، انگیزش توسط نرخ یا احتمال رفتار تعریف می شود.
بیشتر دیدگاههای تاریخی انگیزش رفتار گرا هستند چون آنها انگیزش را در قالب پدیده های قابل مشاهده تشریح می کردند، در مقابل نظریه های شناختی بر نقش علی ساختارهای ذهنی، پردازش اطلاعات و باورها تأکید می کنند. انگیزش حالت درونی است، ما آن را مستقیماً مشاهده نمی کنیم بلکه نتایج (بازده های) آن را مشاهده می کنیم. نظریه های شاختی، متفاوت انگیزش بر فرایندهایی مانند اسناد، ادراک شایستگی، ارزش، عواطف، اهداف و تقابلهای اجتماعی تاکید می کنند.
? نظریه های تاریخی:
دیدگاههای انگیزشی و روانشناسی به صورت عام عمدتاً از فلسفه ریشه می گیرند. انگیزش در قالب دو مفهوم اراده خواست و غرایز بررسی می شوند.
1.اراده خواست : خواست منعکس کننده یک میل ، خواسته یا هدف شخصی و اراده، عمل استفاده از خواست است.
در میان فلاسفه و رونشناسان در مورد این که اراده یک فرایند مستقل است یا این که محصول (نتیجه) سایر فرایندهای ذهنی (احساسات، ادراکات) توافقی وجود ندارد.
از نظر درون نگرانی مانند جیمز، اراده یک حالت ذهنی بوده که در آن میل داریم عمل خاصی انجام دهیم و اعتقاد داریم که اجرای آن در توان ماست. اراده فرایند تبدیل نیت ها به اعمال است و زمانی بیشترین اثر را دارد که نیتهای متنوعی برای عمل رقابت می کنند. این موضوع علت تبدیل نشدن بیشتر افکار ما به عمل است ما نیازمند نوعی فرمان(دستور)، الزام (اجبار) یا رضایت آنی ارادی هستیم تانیات را به عمل تبدیل کرده و خواست خودمان را به فعالیت تغییر دهیم.
? غرایز:
دیگر دیدگاه اولیه انگیزشی بر غرایز یا تمایلات فکری تاکید داشت که خود را در رفتار نشان می دهند (مثل تقلید، رقابت، خشم ،نفرت و . . .).
جیمز (1890) معتقد بود که غرایز نمی تواند همه رفتار را تبیین کنند اما بنیادی فراهم می آورند که اساس تجربه شکل گیری عادتها قرار می گیرند و رفتار غریزی با بازتابها و یادگیری همپوشی دارد.
مک دوگال (1926) معتقد بود که تمام رفتارها غریزی هستند. غریزه آمادگی برای عمل به طرق خاص نیست بلکه عناصر شناختی (آگاهی از روش های ارضای غرایز)، عاطفی (هیجان های ناشی از غرایز) و عملی (تلاش برای رسیدن به موضوع غریزه) را در بر می گیرد. او اعتقاد داشت که :
1.اهداف یا (موضوع های ) راه اندازی غرایز می توانند تغییر کنند و در نهایت خود فعالیتها می توانند غریزه کنجکاوی را برانگیزانند.
2.رفتار غریزی نیز می تواند تغییر کند.
3.وقتی چند غریزه همزمان فعال می شوند آنها می توانند تغییر کنند که غریزه حاصل نماینگر یک ترکیب است.
4.غرایز به اشیاء و یا موقعیتها مربوط می شوند اما طبقه بندی همه رفتارها به عنوان رفتار غریزی کم اهمیت انگاشتن نقش یادگیری است. در نظریه انگیزش، لازم است مشخص شود غریزه کجا پایان می پذیرد و یادگیری کجا آغاز می شود.
? نظریه فروید:
فروید انگیزش را به عنوان انرژی فراوانی تلقی می کرد. او باور داشت که نیروهای درونی افراد مسئول رفتار آدمیانند، مفهوم فروید از واژه آلمانی نیروی برانگیزاننده، شباهت نزدیکی به انگیزش دارد به عقیده (وستن) بخش هایی از میراث فروید امروز هم مفید است به ویژه این عقیده که برخی ابعاد تفکر و رفتار ناخود آگاه هستند و افراد نمی توانند به آنها پی ببرند با نظریه های معاصر در مورد انگیزه های ضمنی و روانشناسی شخصیت و اجتماعی هماهنگی دارد از سوی دیگر این فرض که بیشتر انگیزش افراد از فشارهای درونی ناخودآگاه ریشه می گیرد به معنای کم اهمیت شمردن شناختهای شخصی و عوامل محیطی است.
? نظریه های شرطی سازی:
بر خلاف نظریه فروید این نظریه ها بر تحلیل رفتارهای قابل مشاهده متمرکز شدند و بر پیوند محرکها با پاسخ ها به عنوان ساز و کار یادگیری تاکید می ورزند این نظریه ها با انگیزش ارتباط دارند، زیرا انگیزش در سطح رفتاری احتمال یا نرخ پاسخ دهی را در بر می گیرد. سه نظریه مهم شرطی سازی عبارتند از نظریه های :
1.ثورندایک (پیوند گرایی)
2. پاولوف ( شرطی سازی کلاسیک)
3.اسکینر (شرطی سازی عامل)
ادامه دارد....


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

مدرسه هراسی(2)

چهارشنبه 9 فروردین 1391  03:13 ب.ظ

متوسطه

 

این دوره همراه با تغییر در نگرشها! باورها، ارزشها، تغییرات بلوغ و تحول عمیق در لایه های مختلف شخصیت است. با ورود به مقطع نظری نوجوان دوره وابستگی به والدین، کودکی و مطیع بودن را کنار می‌گذارد. اما نه به طور کامل! والدین به علت تغییر در ظاهر فیزیکی و سعی در مستقل شدن نوجوان، او را رها می‌کنند. (در واقع استقلال می‌دهند) اما نوجوانانی که تا این سن چه از لحاظ درسی و چه تربیتی تحت تأثیر والدین بخصوص مادران، اتکا و حمایت او بودند، ناگهان خود را بدون حامی تنها در محیطی بسیار شلوغ افرادی سختگیر و (از دید خود) خشن می‌بیند. تجربه سختگیریها، شکستهای درسی، توبیخ، بدرفتاری مسئولان مدرسه، تندخویی و خشونت از طرف معلم و... او را نسبت به حضور در محیط مدرسه بیزار می‌کند. تغییر در حجم، کیفیت و موضوع کتب درسی و افزایش تعداد دروس و ناآشنایی با واحدهای درسی و... در نخستین روزهای حضور در مدرسه او را دچار حالات عصبی و عاطفی می‌کند، که در نهایت احتمال امتناع از مدرسه رفتن و نهایتاً در صورت برخورد واکنشهای جسمانی مثل سردرد، دل درد، حالات تهوع و بیماریهای ناگهانی از خود نشان می‌دهند (این مسئله در تمامی مقاطع دیده می‌شود.)

 

عامل پنهان

آنچه معمولاً مورد کم توجهی مسئولان و دست اندرکاران مدارس و آموزش و پرورش قرار می‌گیرد، توجه به فضا و محیط فیزیکی مدارس است! با یک نگاه به کودکستان‌ها و پیش دبستانها می‌بینیم از کوچکترین فضایی برای جلب توجه به ایجاد شوق در بچه‌ها استفاده می‌کنند. جذابیت، شادابی و طراوت محیط آموزشی نقش مهمی در جذب، ایجاد آرامش درونی و علاقه به حضور در مدرسه دارد. کمتر مدرسه ای را می‌بینید که دیوارهایش آجری نباشد! یکی از مسئولان آموزش و پرورش منطقه غرب تهران می‌گفت: وقتی دیواره‌ها و محیط دبستان کنار اداره را می‌بینیم با آن پرچم روی دیوار و صبحگاهی، به یاد پادگان های اطراف تهران می‌افتم! بچه های مثل سرباز توی صف ایستاده و به زور خود را کنترل می‌کنند!

 

در واقع در مقطع ابتدایی جذابیت و زیبایی فضای مدرسه و استفاده از رنگ های شاد و تصاویر جذاب و جالب به همراه وجود فضای سبز در مدرسه می‌تواند در تغییر نگرش و کاهش اضطراب بچه‌ها مفید باشد. کلاسهای کوچک و تاریک یا بسیار وسیع با تعداد زیاد دانش آموز، بچه‌ها را در نخستین تجربه حضور در مدرسه وحشت زده می‌کند! سال قبل در یک نظر سنجی که از بچه‌ها به عمل آوردم، اکثراً معتقد بودند مدرسه مثل زندان است!

 

بچه‌ها مثل سرباز باید مراقب هر نوع رفتاری باشند! همه چیز درس است! معلم‌ها اغلب کم حوصله، عصبانی و زودرنج می‌باشند. هر چند هستند معلم هایی بسیار پر نشاط، شاداب و خنده رو...

 

راهکار

 

والدین تجارب افکار بازخوردهای منفی خود را به کودکان و نوجوانان انتقال ندهند، با تأکید بر مراحل مختلف رشد کودکی و نوجوانی و تغییرات هر مرحله والدین رفتارهای خود را متناسب با این تغییرات، تغییر دهند. در سنین ابتدایی از ترساندن بچه ها، ایجاد رعب و ترس از معلم، تشبیهات (اگر بچه خوبی نباشی میگم معلم تو را تو کلاس حبس کند) خودداری کنند. خاطرات، یادواره‌ها و تجارب مثبت، شاد و جالب خود با معلم های دوره ابتدایی را با بچه‌ها در میان بگذارند، از معلم‌ها با القاب خوب (با لبخند) یاد کنند. آنها را مهربان و دلسوز بدانند و به بچه‌ها انتقال دهند، پیش از آغاز مدرسه آنها را با مسئولین، معلم‌ها و محیط مدرسه آشنا کنند، به هیچ وجه به خاطر ضعف در فهم یا انجام تکالیف، تنبیه یا توبیخ نکنند. بچه های دیگر را به رخشان نکشند، تفریحات آنها را محدود نکنند، و دلیلش را مدرسه رفتن قلمداد نکنند. بچه‌ها را در دوره ابتدایی به خود وابسته نکنند، سعی کنند روشها را به آنها بیاموزند و بگذارند خودشان با کمک و یاری والدین در حد اعتدال تکالیفشان را انجام دهند. برای جلوگیری از انزواطلبی و دوری گزینی سعی کنند از دبیران در منزل استفاده نکنند، آنها را تا می‌توانند در محیط های آموزشی و حضور در جمع قرار دهند.

 

 

 

نکاتی برای مسئولان

 

برای کاهش هر چه بیشتر مشکل امتناع از مدرسه سعی کنید در هر مقطع از وجود کارشناسان روان شناسی و مشاوره به صورت مستمر در مدرسه بخصوص ابتدایی و راهنمایی استفاده کنید. مشاور با ایجاد روابط عاطفی پایدار خواهد توانست بچه‌ها و نوجوانان را جهت ورود به مقاطع مختلف آماده و شیوه برخورد با مسایل و مشکلات عاطفی و آموزشی را به آنها بیاموزد.

 

"محیط آموزشی و فیزیکی مدرسه‌ها را شاد کنیم، جذابیت مهمترین عامل جذب بچه هاست."

منبع : روزنامه همشهری


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:چهارشنبه 16 فروردین 1391 | نظرات() 

مدرسه هراسی(1)

سه شنبه 8 فروردین 1391  03:11 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

ترس: Fear

روانشناسان معتقدند ترس یک حالت هیجانی است نسبت به خطر یا یک محرک مضر که شخص از آن آگاه است. عامل ترس می‌تواند یک شی ء باشد، یک انسان یا مسئله و موقعیت مشخص.

 

 مدرسه هراسی یا ترس از مدرسه

ترس غیر منطقی از مدرسه در واقع معادل واژه School refusal به معنی امتناع از مدرسه رفتن است و یکی از نشانه های اضطراب جدائی از والدین، خانه، خانواده یا شرایطی است که به آن دلبسته و وابسته شده بود.

 

امتناع از مدرسه رفتن در هر سنی دیده می‌شود، اما معمولاً در ابتدای هر مقطع به صورت واضح تر و عینی تر خود را نشان می‌دهد. تقریباً این مسئله در بین پسرها و دخترها در سنین آغاز مدرسه به طور یکسان دیده می‌شود، اما در سطوح بالاتر با اندکی تفاوت از یکدیگر سبقت می‌گیرند. در خانواده هایی که بچه‌ها با فاصله های زیاد از یکدیگر متولد می‌شوند شایعتر بوده و همانطور که گفته شد شایع ترین دلیل ترس از مدرسه در بین کودکان و در بدو ورود به مدرسه ناشی از اضطراب جدایی از والدین بخصوص مادر است.

معمولاً مادران بچه هایی که دچار اضطراب جدایی هستند شخصیتی افراطی، مضطرب، بیش از اندازه حمایت کننده، مردد، غیرمنطقی، حساس و عاطفی (سمپاتیک) دارند که اضطراب خود را با بیان افکار منفی و اضطراب آلود و عمل خود به بچه‌ها منتقل می‌کنند.

اغلب مادران کودکانی که ترس از مدرسه رفتن دارند، افرادی وسواسی، کم تحمل، نکته سنج و موشکاف هستند که احتمالاً خود یا یکی از نزدیکانشان در کودکی دچار همین مشکل بوده اند.

ترس یا امتناع از مدرسه بیش از آنکه علت شخصیتی، عاطفی یا... داشته باشد، ناشی از یادگیری است. مادر یا پدری که در ارتباط خود با کودکان مفاهیم و نکته های منفی از محرکها و مکانهایی مثل مدرسه یا درس خواندن می‌دهند وقتی تجربه های منفی توأم با وحشت و ترس و اضطراب، خود را از دوران تحصیل و مدرسه، تنبیه و توبیخ‌ها به بچه‌ها انتقال می‌دهند و از آنها می‌خواهند مواظب رفتارهایشان باشند، خواه ناخواه، بذر امتناع و ترس از مدرسه را در افکار آنان می‌کارند.

یک تجربه

علی کلانترزاده دانش آموز کلاس پنجم ابتدایی می‌گوید:من هیچ وقت از مدرسه رفتن نترسیدم، یادم می‌آید هفته اول مهر بود، درست تا یک هفته هیچ تکلیف و مشق به ما ندادند، فقط خانم معلم می‌آمد در مورد کتابها و درسهایمان چیزهایی می‌گفت و می‌رفت، همیشه لبخند می‌زد، هیچ وقت ندیدم اخم کند یا کسی را کتک بزند. یادم می‌آید بعضی از بچه‌ها با مامان هاشون اومده بودند مدرسه، چندتایی گریه می‌کردن، خانم معلم با خنده به بچه‌ها گفت، بگین مامانتون بره خونه، بچه‌ها هم رفتن به مامانها گفتند برن خونه. خانم معلم با مهربانی توضیح می‌داد از هفته آینده دفترچه بیاریم و مشقهایمان را چطور بنویسیم. خیلی از او خوشم آمده بود. از علی می‌پرسم چطور شد از مدرسه رفتن نترسیدی؟ می‌گوید: آخه مامان من معلم بود، قبل از شروع مدرسه من را با خودش آورد مدرسه و با ناظم و معلم‌ها بازی می‌کردیم، با بچه های کلاس پنجم دوست شده بودیم. مامان همیشه تو خونه از معلم ها، مهربانی هاشون و دلسوزی هاشون تعریف می‌کرد. راستش هیچ ترسی نداشتم، اما یکی دو تا از بچه‌ها هی گریه می‌کردند. تا جایی که با چند تا از بچه‌ها دست‌ها و پاهاشون را گرفتیم، آوردیم کلاس، همین که خانم معلم چند تا شکلات به اونها داد ساکت شدند و یادشان رفت برای چی گریه می‌کردند.

یعنی هیچ وقت نشده از مدرسه بترسی؟ راستش یادمه فقط یک بار کودکستان وقتی مادرم من رو تنها گذاشت و رفت تا ۵ دقیقه گریه می‌کردم! اما خانم معلم وقتی تشویقم کرد بازی کنم و نقاشی بکشم همه چیز را فراموش کردم.

 

ترس از مدرسه در مقاطع مختلف

 

تجربه نشان داده امتناع یا ترس از مدرسه در هر سنی دیده می‌شود. اما علت‌ها و دلایل متفاوتی دارد.

 مقطع ابتدایی:

نقش والدین و اضطراب جدایی این سن مصادف است با ساخت طرح واره هایی از محیط اطراف که توسط نزدیک ترین افراد به فرد انتقال داده می‌شود، کودک ۶ یا ۷ ساله آمادگی بسیار زیادی برای دریافت، ذخیره و حفظ اطلاعاتی دارد که نزدیکان به خصوص پدر و مادر، خواهر و برادر، در مورد یک شیء، مسئله، مکان یا فرد به او می‌دهند. هر گونه برداشت منفی و انتقال آن به کودک، التهاب، دلواپسی، تشویش، اضطراب و ناراحتی یا آرامش، انگیزه مثبت، تلاش و کوشش، شادمانی و هیجانات مثبت می‌تواند در واکنش کودک یک مسئله مؤثر باشد.

آنچه والدین به صورت احساس، افکار، اعمال و گفتار به فرزندشان انتقال می‌دهند، بخصوص در این سن او را نسبت به حضور یا عدم حضور (مثلاً در مدرسه و کلاس) تهییج می‌کند. ایجاد باورهای غلط نسبت به معلم، ایجاد یأس و یا ناامیدی از آینده، بیان و ابراز تشویش و نگرانی از چگونگی حضور بچه‌ها در مدرسه و... حساسیت منفی و واکنش عاطفی او را در پی خواهد داشت و هر گونه تأکید و تحریک کودک در این شرایط به حضور در مدرسه شدت واکنشها را افزوده و نتیجه منفی به بار می‌آورد.

 

اضطراب جدایی

 

عامل دیگر، اضطراب کودک از جدا شدن و از دست دادن تکیه گاه، پناهگاه و وابستگی به مادر است. معمولاً مادران سعی در وابسته نمودن کودکان به خویش دارند و به واکنشهای عاطفی آنان نسبت به ترک پاسخ می‌دهند که در طولانی مدت و در هنگام وارد شدن به محلی ناآشنا یا تغییر مکان بدون حضور مادر، دچار نوعی حالات اضطراب به نام اضطراب جدایی Anxiet separation می‌شود که خصوصیات آن اضطراب شدید، موقع جدا شدن از افرادی است که کودک وابستگی مهمی نسبت به آنها دارد. این وابستگی می‌تواند به خانه یا محیط های آشنا هم باشد، گاهی در بچه‌ها هنگام جدا شدن از مادر حتی نشانه هایی از هراس هم دیده می‌شود، که فراتر از آنچه که از سطح رشد آنها انتظار می‌رود، است.

 

راهنمایی

در این سن اضطراب جدایی جای خود را به امتناع از مدرسه رفتن می‌دهد، در واقع در این مقطع امتناع از مدرسه رفتن مطرح می‌شود نه ترس و آن به دلیل کسب تجربه های عینی است از حضور در مدارس ابتدایی، مشاهده رفتارها، ارائه اطلاعات واقعی یا غیرواقعی از مقطع تازه، توسط همسالان، افراد خانواده و غیره، وابسته شدن و عادت به حضور یک معلم در تمامی دروس ، تعداد کم دانش آموزان کلاس و ترس از حضور در کلاسهای حجیم یا معلم های مرد (بیشتر برای پسرها) ، عدم آگاهی نسبت به مقطع، قوانین و مقررات مدرسه، سختگیری کادر اجرایی و دبیران و در صورتی که از نظر آموزشی ضعیف بوده باشند، ترس از ناتوانی و شکست تحصیلی.

 

این دوره از حساسترین دوران زندگی فرد است. تحولات مربوط به بلوغ، رشد فکری و روانی، تمایل به استقلال طلبی، تغییر در ارزشها و تحولات جسمانی از این سن آغاز می‌شود.

 

نوجوان در این سن بسیار حساس، زودباور و تأثیرپذیر است. تجربه های قبلی از نحوه رفتار معلم، محیط آموزشی، ناظم و مدیر و روابط با همسالان در چگونگی واکنش او نسبت به محیط تازه مؤثر است.

 

بی تردید در آغاز هر پایه به طور طبیعی مواجه با نوعی دلشوره اضطراب و نگرانی نوجوانان در برخورد با محیط تازه تحصیلی خواهیم بود. اخلاق و رفتار معلم، طرز تفکر او، سطح فرهنگی، کیفیت و نحوه آموزش دروس، و برخوردش با مسایل و مشکلات بچه ها، روش کلاسداری و تدریسش و شیوه های انضباطی او، جاذبه و دافعه اش ، تشویق و تنبیه، نظم و ترتیب در دوره ابتدایی و آغاز دوره راهنمایی تأثیر سازنده یا مخرب در افکار و واکنشهای او به محیط تازه دارد.

......ادامه دارد....


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:چهارشنبه 16 فروردین 1391 | نظرات() 

تبریک

دوشنبه 29 اسفند 1390  11:40 ب.ظ

یامقلب قلب یاران شادکن

یامدبر خانه ها آبـادکـن

یا محول احسن الحالی نما                  قلبهارا ازبدی خالی نما!

مهربانانم!عمرمان سال دیگری اززمان گرفت! ومادرحیرتیم که طبیعت باچه بهایی باما معامله کرد!

ولی خب مابه لطف وعطای آن یگانه سپاس میگوییم.....

سال نومبارک!


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شاخص های تربیتی دراسلام(4)

شنبه 20 اسفند 1390  10:06 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

شاخص تعهد و مسولیت شناسی اجتماعی: منظور از تعهد و مسولیت شناسی اجتماعی این است که دانش آموزان پس از آموزش بتوانند در جامعه اظهارنظر، ایفای نقش و انتقاد سازنده کنند و مهارتهای اجتماعی، همچنین روحیه گروه گرایی دانش آموزان در پی آن حس همکاری و مشارکت تقویت شود (سلطانی، 1380، ص 245).
ازمهمترین شاخص های تربیت اسلامی، احساس وظیفه در برابر جامعه و توجه به تعهد و مسولیت اجتماعی است. « و المؤمنون و المؤمنات بعضهم اولیاء بعض یأمرون بالمعروف و ینهون عن المنکر» (توبه، آیه 71) امر به معروف و نهی از منکر که برخاسته از رابطه برادری اسلامی و ولایت متقابل اعضای جامعه است و ضرورت حفظ و حراست از حدود الهی در جامعه که در آیات فراوانی از قرآن کریم ذکر شده است، اهمیت این شاخص را نشان می دهد. اسلام نه تنها فرد را برای خود و در مقابل خداوند مسؤول و متعهد می داند، بلکه فرد را از نظر اجتماع هم مسؤل و متعهد می داند. امر به معروف و نهی از منکر همین است که ای انسان تو تنها از نظر شخصی و فردی در برابر ذات پروردگار مسئول نیستی تودرمقابل اجتماع خویش هم مسولیت و تعهد داری (مطهری، 1361، ص 66).
با نگاهی بر آیات زیر روشن می شود که انفاق و تأمین مایحتاج نیازمندان آن هم بدون منت و آزار روحی به آنان، اصلاح بین مردم در منازعات و اختلافات و توجه به یتیمان و افراد بدون سرپرست از مصادیق دیگر این شاخص مهم است که در آیات قرآن بر روی آن تأکید شده است.
« یا ایها الذین آمنو لا تبطلوا صدقاتکم بالمن والاذی ...» (بقره، آیه 264)
« انما المؤمنون إخوه فاصلحوا بین اخویکم» (حجرات، آیه 10) و « و اذا حضر القسمه اولوا القربی و الیتامی و المساکین فارزقوهم منه» ( نساء آیه 8)
نقد و بررسی: هر یک از مکاتب تربیت در گذشته و حال هدفهایی برای فرایند تعلیم و تربیت معرفی می کنند. در مقاله به دو مکتب مهم روانشناسی، مکتب رفتار گرایی و شناخت گرایی اشاره شد. به نظر رفتار گرایان هدف تعلیم و تربیت کسب رفتارهای مختلف است و پدیده های دیگر روانشناختی از جمله احساس، ادراک، اندیشه و سایر فرایندهای ذهنی را در پرتو رفتارآشکار مورد بحث و بررسی قرار می دهند. به همین جهت این روانشناسان یادگیری را تغییر در رفتار تعریف می کنند (سیف، 1372، ص 205).
محدودیت این دیدگاه آن است که توجهی به ذهن و فرایندهای آن و تمایلات،علائق و انگیزه در دانش آموزان ندارد و تنها بر اساس رفتارهای شخص در مورد ذهن یا نگرش او قضاوت می کند. از جمله محاسن این دیدگاه آن است که چون رفتار قابل مشاهده و عینی است، با آزمونها و مشاهده به راحتی می توان رفتار فرد را اندازه گیری کرد.
شناخت گرایان، رفتار را به صورت وسیله یا سر نخی برای استنباط و استنتاج پدیده های شناختی یا آنچه در ذهن انسان می گذرد مورد توجه قرار می دهند. برخلاف رفتار گرایان برای شناخت گرایان رفتار آشکار فرد مورد توجه نیست بلکه علاقه آنها بیشتر معطوف به فرایندهای ذهنی است که به اعتقاد آنان رفتار ناشی از آنهاست. از این رو هدف تعلیم و تربیت برای شناخت گرایان تغییرات حاصل در فرایندهای درونی و ذهنی شخص است نه ایجاد تغییر در رفتارهای آشکار او (سیف، 1372، ص 206).
این روانشناسان اگر چه به فرایندهای ذهنی که یکی از مبانی اصلی شکل گیری رفتار است توجه دارند ولی از تمایلات و علائق غافل شده اند. از طرفی فرایندهای ذهنی به راحتی قابل سنجش و اندازه گیری نیستند. مکتب اسلام از جهتی مشابه رفتارگرایان و شناخت گرایان و از جهتی با آنان متفاوت است. چون اسلام به رفتارهای دینی و فرایندهای ذهنی توجه داشته و این دو را با تمایلات و انگیزه ها نیز آمیخته می کند. تأملی در روش تربیتی پیامبر اسلام مؤید این مطلب است. ایشان در سنین پایین که شروع تربیت دینی است و استفاده از استدلال عقلانی (شناخت) ممکن نیست، به جای تکیه بر برهان و استدلال ابتدا بر عمل تکیه می کردند و با مهربانی و لطافت کلام، مردم را قلباًٌ به دین متمایل می کردند و قبل از بحث و گفتگو درباره دین، فلسفه و فواید آن دعوت به اقامه نماز می کردند (یعنی عمل توأم با ایجاد علاقه و انگیزه) و سپس باب بحث و گفتگو را می گشودند (سعیدی، 1382، ص 105).
استدلال عقلی و اقامه برهان اگرچه می تواند بعد شناختی دین (اعم از شناخت خداوند، جهان، انسان و معاد و ...) را بهبود بخشد و به استحکام آن کمک کند اما به تنهایی دانش آموزان را به انجام دادن عمل و تکالیف دینی و التزام به بایدهای دین ملزم نمی کند. اگرچه عقل، شناخت و معرفت پشتوانه محکمی برای از بین بردن تردیدهای دینی است و از دینداری احساسی و تقلیدی و بسیاری از آسیبهای دینداری پیشگیری می کند اما استدلالی عمل کردن دلیل بر وجود انگیزه درونی برای عمل نیست. لذا مربیان باید ابتدا با فراهم کردن محیط مناسب و ارائه الگوهای تربیتی و ایجاد عادات نیک و بیدار کردن فطرتها زمینه تربیت دینی را فراهم کنند و سپس برای فراهم شدن آیه های اعتقادی و از میان بردن تردیدها و پرهیز از دینداری سطحی دانش آموزان به مباحث عقلی و اقامه برهان بپردازند. بنابراین آنچه رفتار را شکل می دهد تنها لایه ها و فرایندهای ذهنی فرد که ناشی از علم و دانش اوست نیست بلکه هم معرفت و شناخت و هم علاقه، انگیزه و تمایل به انجام کار رفتار فرد را شکل می دهد. به عبارت دیگر مجموع فعالیتهای روانی، احساسات، افکار (ذهنی) و عواطف اند که رفتار و کردار هر فرد نمودار و ترجمان آن فعالیتهاست. آیات و روایات نیز این مطلب را تأیید می کند.
از نظراسلام انسان علاوه بر غرایزحیوانی مشترک، دارای ویژگیهای مختص، نظیر حقیقت جویی، فضیلت خواهی، زیبایی طلبی، جامعه گرایی و خداپرستی است که اصالتاً و فطرتاً در نهاد وی نهفته است. همچنین خداگرایی و تعلق قلبی به ماورای طبیعت به ویژه دین فطری و ذاتی انسان است « فطره الله التی فطر الناس علیها» (روم، آیه 30). بنابراین گرایشهای ویژه انسان فطری و اصیل است و این ادعا ریشه و هسته محوری معارف اسلام است (مطهری، 1369، ص 240).
کمال انسان رابطه خاصی با نیت (انگیزه انجام عمل) که برخاسته از این گرایشهاست دارد.
در روایات آمده است « إنما الاعمال بالنیات» همانا قوم عمل به نیت و انگیزه هاست (شانه چی، 1380، ص 35).
نیت عبارتست از انگیزه آگاهانه که در تحقق فعل تأثیر دارد. از این رو گرایش، انگیزش و تمایلها از ابعاد مهم شخصیت انسان است و نقش بنیادین در رفتار دارد. تعلیم و تربیت می تواند با تنظیم این گرایشها، ترجیح مهمترین آنها و نیز تقویت گرایشهای عالی انسانی و فطرت الهی در راه تربیت انسان کامل گام بر دارد.
همچنین روایات ما بیانگر آن است که شناخت و عمل در کنار هم مفیدند و امام علی (ع) می فرمایند: « از ایمان راه به سوی کارهای شایسته برده می شود و از کارهای شایسته راه بسوی ایمان (ایمان و عمل لازم و ملزوم یکدیگرند) و با ایمان است که علم و معرفت آباد می شود (ری شهری، 1377، ج1، ص 359). یا در روایت دیگر پیامبر اکرم (ص) می فرمایند: « ایمان گفتاری است که به زبان رانده شود و عملی که صورت پذیرد و شناخت به وسیله خردها» (ری شهری، 1377، ج1، ص 362).
نیز در برخی روایات ما از عمل بدون شناخت نکوهش شده است. امام علی (ع) می فرمایند: « در عبادتی که با شناخت توأم نباشد، خیری نهفته نیست» ( ری شهری، 1377، ج7، ص 3415).
امام سجاد (ع) نیز همین سخن را چنین بیان کرده اند: « هیچ عبادتی جز با شناخت ارزش ندارد» در اسلام آنقدر علم و علماء ارزشمنداند که حتی نگاه کردن به چهره عالم هم عبادت شمرده شده است» ( ریشهری، 1377، ج1، ص 3423).
در مجموع می توان گفت فرایندهای ذهنی (شناخت و معرفت) و انگیزه و تمایل به انجام عمل،مهمترین عوامل موثر در شکل
گیری رفتاراند. هرچه شناخت و معرفت بیشتر شود حب الهی و گرایشهای اصیل و فطری در انسان قویتر شده و انسان را به سوی عمل صالح می کشاند نمود عینی تربیت در رفتار است بنابراین اگر بخواهیم دانش آموزان ما تربیت اسلامی داشته باشند، باید بر زیر بناهای رفتار یعنی معرفت و تمایلات و حب الهی تأکید کرد البته این به معنی آن نیست که توجهی به رفتار نکنیم.
تربیت مبتنی براسلام مثلثی است که سه ضلع آن رفتار، فرایندهای ذهنی (معرفت و شناخت) و تمایلات و انگیزه هاست. هرسه ضلع این مثلث جهت تربیت لازم و مکمل یکدیگر بوده و جهت آنها هم به سمت توحید و یگانگی خداوند است. شاخص های ارائه شده تحت این سه مؤلفه قرار گرفته و در زیر نشان داده شده است.
عمل و رفتار
-تعهد و مسئولیت شناسی اجتماعی
-عمل گرایی
-عفت و پاکدامنی
-امر به معروف و نهی از منکر
-عبادت
فرایندهای ذهنی
-علم و دانش
-تفکر و تعقل
-معرفت و بصیرت
-نقد و ارزیابی
گرایشها و تمایلات
-حب الهی
-ولایت پذیری
عینیت خارجی این شاخصها امری است نسبی که همواره قابلیت رشد و تعمیق خواهد داشت. البته هر چه ابزارها و تجربه های علمی بشر درباره راهکارهای تحقق این شاخص ها بیشتر شناخته و بکار گرفته شود، تعمیم و تحقق آن عملی تر خواهد شد.

پیشنهادها و توصیه های کاربردی :

-مدیران آموزشی در وهله اول باید متخصص تعلیم و تربیت، معلم و مربی باشند و به جای کنترل آگاهی به پرورش آگاهی ها و تربیت و آماده سازی دانش آموزان بپردازند.
-شناسایی فزاینده مدیریت و مدیران آموزشی بعنوان ابزاری برای تحقق هدفهای تربیتی
-باید برنامه ریزی های تربیتی بر اساس باورهای ارزش مدار و بر مبنای دین اسلام صورت گیرد.
-برنامه ریزی جهت افزایش نقش تربیتی خانواده و همکاری فعال مدرسه با خانواده در انجام ارزیابی تربیتی
-انجام تحقیقات کاربردی تربیتی در آموزش وپرورش
-مؤلفه ها و شاخص های ارائه شده طی یک یا چند پژوهش دیگرعملیاتی شود.
-افزایش ارتباط متقابل اولیاء با متخصصان علوم تربیتی و عالمان دینی جهت اصلاح برخی نگرشهای غلط تربیتی.
منابع فارسی:

قرآن کریم
امام علی (ع) نهج البلاغه، ترجمه محمد دشتی(1378)، قم: مؤسسه تحقیقاتی امیرالمؤمنین(ع)
ابراهیم زاده، عیسی (1383) فلسفه تربیت (رشته علوم تربیتی)، تهران: دانشگاه پیام نور
استونر،جیمزای.اف.فری من. آر.ادوارد، گیلبرت.
دانیل آر (1995) مقدمه ای بر مدیریت، مدیریت در قرن بیست و یکم، برنامه ریزی، ترجمه علی پارساییان و سید محمد اعرابی (1379)، تهران: دفتر پژوهشهای فرهنگی
اعرافی، علیرضا و همکاران (1380) مجموعه مقالات همایش تربیت در سیره و کلام امام علی (ع)، تهران: تربیت اسلامی
الراغب الاصفهانی، ابوالقاسم حسین بن محمد، المفردات فی غریب القرآن، تحقیق و ضبط محمد سید گیلانی، المکتبه المر تضویه، تهران: ص 184.
بازرگان، عباس (1374) ارزشیابی آموزشی، تهران: سمت
جوادی آملی، عبدالله (1380) تفسیر موضوعی قرآن، ج12، قم: اسراء
حق شناس و همکاران (1383) فرهنگ معاصر هزار انگلیسی -فارسی، تهران: فرهنگ معاصر ذو علم، علی (1380) شاخص های تربیت دینی از نگاه قرآن کریم، قم: پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی
سجادی،سید مهدی (1384) تبیین و ارزیابی رویکرد عقلانی به تربیت دینی، فصلنامه نوآوری های آموزشی، ش 11
سعیدی، محمود و کیانی نژاد، عذر (1382).
بررسی عوامل تأثیرات نامطلوب درس بینش اسلامی، نشر محراب قلم
سلطانی، ایرج (1380) ارائه الگوی پویای ارزیابی رشد اجتماعی و مسئولیت پذیری دانش آموزان، فصلنامه مدیریت در آموزش و پرورش شماره های 39، 38، 37 و 40 ص 272-246
سیف،علی اکبر (1383) اندازه گیری، سنجش و ارزشیابی آموزشی، تهران: نشر دوران
سیف، علی اکبر (1383) روانشناسی تربیتی، تهران: نشر آگاه
شانه چی، کاظم (1380) علم الحدیث و درایه الحدیث، قم: دارالحدیث
شعبانی، حسین (1382) مقدمات برنامه ریزی آموزشی، تهران: رشد
علم الهدی، جمیله (1386) اهداف تعلیم و تربیت در اسلام، تهران: موسسه پژوهش و برنامه ریزی
عمید، حسن (1363) فرهنگ عمید، تهران امیر کبیر
کاردان و همکاران (1382) فلسفه تعلیم و تربیت، ج1، تهران: سمت
مشایخ، فریده (1379)، دیدگاههای نو در برنامه ریزی آموزشی، تهران: سمت
مطهری ، مرتضی (1378) ولاء ها و ولایتها، قم: صدرا
مطهری، مرتضی (1367) جاذبه و دافعه امام علی (ع)، قم: صدرا
مطهری، مرتضی (1380) ده گفتار، قم: صدرا
مطهری، مرتضی (1361) مجموعه آثار شهید مطهری، ج5، قم: صدرا
مطهری، مرتضی (1367) انسان کامل، قم: صدرا
محمدی ری شهری، محمد (1377)، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، ج1، قم: دارالحدیث
محمدی ری شهری، محمد (1377)، میزان الحکمه، ترجمه حمیدرضا شیخی، ج7، قم: دارالحدیث
منابع عربی:
کلینی رازی، محمد (1365)
الکافی، ج1،تهران: دارالکتب الاسلامیه
مجلسی،محمدباقر (1404) بحارالانوار، ج 27، بیروت: موسسه دارالوفاء
طباطبایی،محمد حسین (1362) المیزان فی تفسیر القرآن، ج1
طباطبایی،حسین (1362) المیزان فی تفسیر القرآن، ج5.
طباطبایی، محمد حسین (1362) المیزان فی تفسیر القرآن، ج18
Encyclopedia of educational re search (1992):vol2, N, Y:Macmillan Publishing comp.
ERIC:Data_Base:(1998_1992):search on: component sindicators.
UNESCO:Data)_Base (2003_2000) search on: Quantitative
Qualitative Indicators.
1-مائده
2-اسراء آیه 70
3-تین آیه 4
4-indicator
5-Component
6-اذله علی المؤمنین
7-و بالوالدین احسانا
8-بگو پروردگارا علم مرا بیفزا
9-آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند برابراند؟
10-ای کسانی که ایمان آورده اید اطاعت کنید از خداوند و رسول او و صاحبان امر از ایشان
11-ولایت از آن خداوند بر حق است.
12-از امام صادق (ع)، بحارالانوار، ج27، ص 95
13-کسانی که ایمان آورده اند شدیدترین حب شان به خداوند است.
14-مردان و زنان مؤمن یکدیگر را امر به نیکیها و نهی از بدیها می کنند
15-ای کسانی که ایمان آورده اید صدقات خود را با منت و اذیت باطل نکنید.
16-همانا مؤمنان برادر یکدیگراند پس بین برادران خویش را اصلاح می کنند
17-اگربه هنگام تقسیم ارث خویشاوندان و یتیمان و مستمندان حضور داشته باشند چیزی از اموال به آنها بدهید.
18-فطرت خداوند که فطرت انسانها هم بر اوست .
19-پیامبر اکرم (ص) فرمود: نگریستن به چهره عالم عبادت است.
منبع:نشریه کوثر،شماره 32


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شاخص های تربیتی دراسلام(3)

جمعه 19 اسفند 1390  10:02 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

« قل هذه سبیلی إدعوا إلی الله علی بصیره أنا و من اتبعنی» (یوسف، آیه 801)
بگو این راه من است، من و پیروانم با بصیرت کامل، همه مردم را بسوی خدا دعوت می کنیم.
در این آیه خداوند به پیامبر خویش می فرماید که اعلام کن راه خدا، دعوت به توحید خالص همراه با بصیرت و بینایی است و اگر کسی می خواهد به آن قله رفیع برسد باید به دعوت پیامبر خدا پاسخ مثبت دهد.
نکته ای که در این آیه شایان توجه است، این است که بار دعوت به سوی خداوند تنها بر دوش پیامبر نیست بلکه بر دوش پیروان او نیز هست. البته کسی می تواند این منصب سنگین و بزرگ را عهده دار گردد که مانند پیامبرازهر شرکی پاک شده و دارای علم و بصیرت و یقین به مقام خداوند باشد،نه هرکسی که ادعای پیروی دارد یا طبق آیه « قد تبین الرشد من الغی» (بقره، آیه 256) ( راه درست از راه انحرافی روشن شده است.) راه رشد و کمال از مسیر انحطاط و گمراهی باز شناخته شده و لذا اساس حرکت انسان به سوی کمال و رشد نمی تواند بر جهل و نادانی استوار باشد.

علم و دانش:

می توان بطور خلاصه علم را چنین تعریف نمود: « حضور شیء یا صورت آن نزد عالم». حضور خود شییء در علم حضوری است و حضور صورتش در علم حصولی ( کاردان و همکاران، 1382، ص 418).
بنابر تعریف دیگر علم نقطه مقابل جهل و به معنای وضوح و ثبوت چیزی آمده است (مطهری، 1376، ص 63).
قرآن کریم نیز در آیه « هل یستوی الذین یعلمون والذین لا یعلمون» (زمر، آیه 9) به برتری عالمان بر کسانی که از این ارزش برخوردار نیستند تصریح کرده است. در سوره طه آیه 114 « و قل رب زدنی علما» به پیامبر اکرم (ص) امر می شود که از درگاه الهی افزایش علم خود را طلب کند و در آیات دیگر قرآن کریم مانند بقره آیه 280، نحل آیه 95 و عنکبوت آیه 15و ... همواره کسانی که اهل علم و آگاهی نیستند، سرزنش می شوند و همین کاستی علت بسیاری از کاستی های دیگر شمرده می شود.
علاوه بر آیات قرآن کریم، مؤکد ترین و صریح ترین توصیه های رسول خدا درباره علم است. این جمله از مسلمات همه مسلمانهاست که رسول خدا فرمود: « طلب العلم فریضه علی کل مسلم» تعلیم و دانشجویی بر هر مسلمانی فرض و واجب است و اختصاص به طبقه یا جنس خاصی ندارد. هر کس مسلمان است باید دنبال علم برود.
همچنین فرمود: « اطلبوا العلم ولو بالصین» علم را پی جویی کنید و لو مستلزم این باشد که تا چین سفر کنید، یعنی علم مکان معین ندارد هر نقطه جهان که علم است بروید و اقتباس کنید.
باز فرمود: « کلمه الحکمه ضاله المؤمن فحیث وجدها فهو احق بها» سخن علمی و حکیمانه گمشده مؤمن است هر جا آنرا بیابد برمی دارد، مؤمن نیز علم را مال خود می داند در دست هر که ببیند آن را می گیرد. از نظر اسلام علم فریضه ایست که نه از لحاظ متعلم و نه از لحاظ معلم و نه از لحاظ زمان و نه از لحاظ مکان محدودیت ندارد و این عالیترین توصیه ای است که می توانسته بشود و شده است (مطهری، 1361، ص 276).
البته آنچه امروزه غالباً بعنوان مصرف مقلدانه دانش دیگران در مراکز آموزشی ما می گذرد فاصله زیاد ما را با تربیت اسلامی و تولید علم و تفکر علمی که در اسلام مطرح است و ریشه در منابع اسلامی دارد را نشان می دهد (ذو علم، 1380، ص 47).

تفکر و تعقل:

اهل نظر فکر را « قوه کوبنده علم به سوی معلوم» (راغب اصفهانی، ص 643) و تفکر را « کوشش این قوه بر حسب نظر عقل» ( راغب اصفهانی، ص 643)، « زیر بنای حیاه انسانی» (طباطبایی، ج5، ص 259) و « شگفت انگیزترین اعمال ذهنی» ( مطهری، ج5، ص 99) بشرمعرفی کرده اند.
تفکربه معنای «رسیدن به مجهول و حل آن از طریق معلومات متناسب» در اسلام پایگاه ارزشمندی دارد (مطهری، 1376، ص 86)
به فرموده امام علی (ع) « تفکر انسان را به سمت نیکویی و عمل دعوت می کند تا آنجا که ساعتی تفکر برتر از عبادت یکسال برشمرده شده است» ( سجادی، 1384، ص 38). اساس پذیرش دین تعقل، تفکر و انتخاب آگاهانه است و بر همین مبنا اصول دین تعبدی نیست.
از نظر اسلام انسان با توانایی برگرفته از عقل و اندیشه به عمق امور پی می برد. اینکه در قرآن و روایات پرورش این توانایی و استفاده از آن در فهم دین مورد تأکید قرار گرفته نشان دهنده نقش عقل در فهم حقایق و تکالیف دینی است.
در قرآن تفکر و تعقل هدف فهم آیات الهی است. این شاخص به عنوان یک شاخص زیر بنایی اگر به آن توجه نشود، ریشه ها و بنیه اصلی تدین دچار فرو کاهی و سستی خواهد شد. « افلا یتدبرون القرآن ام علی قلوب اغفالها» (محمد، آیه 24) آیا آنها در قرآن تدبر نمی کنند یا بر دلهاشان قفل نهاده شده است. قرآن کریم مردمان را حتی به تدبر و تامل در آیات الهی فرا می خواند و کسانی را که بدون تعقل و ژرف اندیشی با آیات خدا برخورد می کنند مورد سرزنش قرار می دهد.
این کتاب آسمانی تنها برای تلاوت نیست، بلکه هدف نهایی آن ذکر (یادآوری)، و تدبر (بررسی عواقب و نتایج کار)، انذار (بیم دادن) و خارج کردن انسانها از ظلمت به نور هدایت است که در آیات متعدد به آنها اشاره شده است.
همچنین در آیات « إن شر الدواب عند الله الصم البکم الذین لا یعقلون» (انفال، آیه 22)، « و قالوا کنا نسمع أو نعقل ما کنا فی أصحاب السعیر» (ملک، آیه 10) کسانی را که اهل تعقل نیستند بدترین جنبندگان معرفی می کند و علت انحطاط اهل دوزخ را عدم تعقل می داند.
بنا بر فرموده قرآن کریم اولین گام در قیام الله تفکر است (سبأ، آیه 46) و انسان به تفکر در خویشتن و جهان اطراف خود دعوت شده است. « سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی أنفسهم حتی یتبین لهم أنه الحق» ( فصلت، آیه 53). بنابراین بدون تفکر رشد الهی انسان تحقق نمی یابد و تفکر ابزاری است که آدمی را از تاریکی جهل به سوی روشنایی علم و معرفت خارج ساخته و بینش و وسعت نظر به او می بخشد یعنی انسان با تفکر در خداوند، خویشتن و جهان اطراف به معرفت و بینش نایل خواهد شد. پرورش قوه تفکر دانش آموزان آنها را به سمت و سوی نقد و ارزیابی و تحقیق و پژوهش می کشاند.
شاخص نقد و ارزیابی: نقد به معنی جدا کردن خوب از بد و ظاهر ساختن عیوب یا محاسن کلام است (عمید، 1363، ص 1167). ارزیابی عبارت است از مقایسه آنچه که انجام شده با آنچه که باید انجام گیرد، جهت شناخت نقاط قوت و ضعف برنامه ها (اعرافی و همکاران، 1380، ص 285).
قرآن کریم در آیه « و اذا قیل لهم اتبعوا ما انزل الله قالوا ما نتبع ما ألفینا علیه آبائنا أو لو کان آباءهم لا یعقلون شیئاً و لا یهتدون» (بقره،آیه 170) با اشاره به استدلال مشرکان، که پیروی روش پدرانشان را برای رد دعوت پیامبران مطرح می کنند، تلویحاً آنان را به بازنگری و ارزیابی روش و مسلک گذشتگان فرا می خواند که اگر روش آنان با معیارهای فطری و عقلی سازگاربود آن را بپذیرند و الا نه.
در آیه دیگر « فلینظر الانسان الی طعامه» ( عبس، آیه 24) هم دقت و نگاه نقادانه در مهمترین کارهای حیاتی انسان را گوشزد کرده و نسبت به تبعیت و تقلید کورکورانه و محض دیگران هشدار می دهد. در روایات همچنین موضوع نقد و بازنگری مستمر و محاسبه نفس بسیار مورد تأکید قرار گرفته است. امام علی (ع) درخطبه 222 نهج البلاغه می فرماید: « فحاسب نفسک لنفسک فإن غیرها من الانفس لها حسیب غیرک» پس اکنون به خاطر خودت حساب خویش را بررسی کن زیرا دیگران حسابرسی غیر از تو دارند. وظیفه امر به معروف ونهی از منکر نیز که می تواند به عنوان شاخص مستقلی مطرح شود مستلزم نقد و ارزیابی مستمر اوضاع جامعه اسلامی است. پرورش روحیه نقد و ارزیابی در دانش آموزان آنها را به سمت تفکر، تحقیق و پژوهش سوق می دهد.
شاخص ولایت پذیری: ولایت از ماده ولی به معنای قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگر است به نحوی که فاصله ای در کار نباشد، یعنی اگر دو چیز آنان چنان به هم متصل باشند که هیچ فاصله ای در میان آنها نباشد ولی به کار برده می شود (مطهری، 1378، ص 36).
در تعریف دیگر ولایت به معنی تصدی و صاحب اختیاری است و ازنظر اسلام دو نوع ولایت وجود دارد:
1-ولایت منفی که اجتناب از همدلی با کفار و منافقان و طاغوت است.
2-ولایت مثبت که در راستای ولایت الهی است (مطهری، 1378، ص42).
آیه 59 از سوره نساء می فرماید: « یا أیها الذین آمنوا أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و اولی ألامر منکم» و آیه 44 سوره کهف می فرماید: « هنالک الولایه لله الحق». این آیات بیانگر آن است که یکی از خصوصیات تربیتی فرد مسلمان، پذیرفتن فرد مسلمان، پذیرفتن ولایت خداوند متعال، رسول اکرم (ص) و معصومین و کسانی است که در ویژگی ها وخصوصیات اعتقادی و علمی و رفتاری در مسیر آن بزرگواران قرار دارند. ولایت پذیری به معنی زور پذیری و تسلیم بی قید و شرط در برابر نظام حکومتی و حکومت کنندگان نیست، بلکه به معنای قبول حاکمیت علم و عدالت و مشارکت برای تحقق شایسته سالاری و اشراف نخبگان ذی صلاح بر زمام امور جامعه است (ذو علم، 1380، ص 50).
این شاخص بخصوص در جوامعی همچون جامعه ما که در گذشته های طولانی از حاکمیت زورمندان و مستبدان، رنج برده اند و خود به خود روحیه ای ضد نظام حکومتی در لایه های ذهنی جامعه شکل گرفته است بسیار ظریف و حساس است و تعمیم و تعمیق ولایت پذیری مبتنی بر بصیرت و معرفت و تعقل و نقادی، کاری است دشوار و در عین حال ضروری.قرآن کریم در آیه 35 سوره احزاب پس از آنکه اوصاف اصلی مردان و زنان مؤمن را بر می شمارد بلافاصله در آیه بعدی سخن از ولایت پذیری به میان آورده است: « و ما کان لمؤمن و لا مؤمنه اذا قضی الله و رسوله أمراً أن یکون لهم الخیره ...» تأملی در سیاق این دو آیه و ترتیب آن نشان می دهد تحقق اوصاف برجسته ایمانی شرط لازم برای تحقق ولایت پذیری در حد اعلای آن است (ذو علم، 1380، ص 50). یعنی افرادی شاخص ولایت پذیری را دارند که دارای صفات عالیه ایمانی باشند که زیر بنای آن معرفت و بصیرت است. کسانی که ولایت پذیری را تنها برای عوام لازم می شمارند، در حقیقت به مقتضای معنای عوامانه ولایت، داوری می کنند و گرنه در معنی حقیقی ولایت این عقلا و نخبگان اند که در صف مقدم ولایت پذیری قرار دارند.
شاخص حب الهی: مطهری به نقل از کتاب « احیاء علوم الدین» غزالی حب و بغض را اینگونه تعریف می کند: « حب عبارتست از میل طبع به شیء که در ادراکش لذت است و بغض عبارتست از نفرت طبع به شیئی که در ادراکش درد، تعب و سختی نهفته باشد» (مطهری، 1378، ص 75).
در جای دیگر مطهری به نقل از صدرالمتألهین محبت را همین گونه با عبارت و بیان دیگر چنین تعریف کرده اند: « محبت عبارتست از ابتهاج (بهجت و سرور) به شیئی که موافق با طبیعت انسان باشد، اعم از اینکه آن شیئ یک امر عقلی باشد یا حسی، حقیقی باشد یا ظنی» (مطهری، 1378، ص 34).
محبت راهی است به سوی همشکلی و همسانی و محبت طریقی است برای دستیابی به کمال مطلوب. بنابراین دوست داشتن نیازی اصیل برای آدمی است.
آمیختگی فطرت انسان با محبت دلیلی است بر وجود محبت در ذات اقدس الهی زیرا نمی توان پذیرفت که محبت بدون آنکه در خداوند سبحان باشد آن را در آدمی به ودیعت بگذارد. به عبارت دیگر وقتی خداوند به بنده ای از رحمت بیکران خود لطف می کند،درحقیقت او را مورد محبت خویش قرار داده است.
برای یک فرد مسلمان، مهمترین شاخص رشد و تعالی اخلاقی و تربیتی این است که محبوب خدا باشد و با رفتار و ویژگیهای خود حب الهی را بدست آورده باشد. در قرآن کریم آیه 31 آل عمران « قل إن کنتم تحبون الله فاتبعونی یحببکم الله» رسیدن به این نقطه، مستلزم پیروی و تبعیت محض از نمود عالی و عینی اسلام یعنی نبی اکرم (ص) شمرده شده است. از سوی دیگر این شاخص زیربنای سایر شاخصهاست. اینکه از نظر احادیثی مانند: « هل الدین الا الحب؟» اساس و جوهر دین در حب و عشق خلاصه شده، مطلب گزافی نیست و در تربیت اسلامی ریشه دار کردن این محبت و متمرکز کردن توجه قلبی و عشق درونی در حضرت حق ارزشی اساسی است. البته تقویت و تعمیق عشق و حب حقیقی، در گرو معرفت و عبادت است که بدون این دو عنصر، حب الهی از سطح احساس غریزی و فطری چندان فراتر نخواهد رفت همچنانکه در آیه 165 سوره بقره می فرمایند: « و الذین آمنوا أشد حباً لله».

ادامه دارد.....

نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شاخص های تربیتی دراسلام(2)

چهارشنبه 17 اسفند 1390  10:01 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

محور اصلی و هدف نهایی همه آموزه ها و معارف دینی، تربیت «انسان کامل» با ویژگی ها و مشخصاتی است که در منابع اصلی واصیل دینی بدان تصریح شده است.
از منظر قرآن کریم انسان موجودی ارزشمند و کرامت یافته است «لقد کرمنا بنی آدم» که در بهترین و زیباترین اندازه گیری ها و قالبها آفریده شده است « لقد خلقنا الانسان فی احسن تقویم». این انسان باید با برخورداری از توانمندی های شگرف و ظرفیت بیکرانه ای که در وجود او نهاده شده و با استفاده از هدایت الهی سیر تکاملی خود را رقم زند و متخلق به اخلاق الهی شود تا غایت خلقت او که رسیدن به اوج خلیفه الهی و خداگونگی است، تحقق یابد (ذوعلم، 1380 ص 24).
اگر در اسلام، احکام و دستورات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هم وجود دارد همه مقدمه و ناظربه «تربیت انسان» است یعنی اسلام به تمام ابعاد تربیت توجه داشته و در آیات قرآن کریم و روایات معصومین صریحاً به آن اشاره شده است. لذا استخراج و استنباط شاخص های تربیتی از متن دین امری است کاملا ممکن و بدون توجه به این شاخص ها سخن از تربیت دینی و نقد و ارزیابی نظام تربیتی موجود در جامعه تلاشی است بدون معیار و نتیجه.
اما منبع استخراج این شاخص ها عبارتست از: عقل، کتاب و سنت. البته ارزش و اعتبار کتاب آسمانی و سنت و سیره معصومین از طریق عقل ثابت می شود همانطور که حجیت و اعتبارعقل هم کاملا مورد تایید و تاکید کتاب و سنت قرار گرفته است (ذوعلم، 1380 ص 24). شاخص های برگرفته از این سه منبع شاخص های تربیت اسلامی است. نتیجه اینکه با بکارگیری شیوه علمی استنباط و استنتاج می توان شاخص های تربیتی را از منابع سه گانه عقل، کتاب و سنت استخراج کرد.

شاخص های تربیتی:

متغیرهای برنامه ریزی آموزشی را شاخص می نامند. شاخص در لغت به معنای برآمده، فرد ممتاز، نمودار و نماینده، علامت و مشخص کننده ظهر آورده شده است. در برنامه ریزی به عنوان علامتی است که مسیر را مشخص می کند و ما را در دستیابی به هدف کمک می نماید( شعبانی، 1382، ص 109).
دایره المعارف پژوهشهای آموزشی (1992) شاخص را چنین تعریف نموده است: « آماره ای مرتبط با سیاستهای آموزشی که بمنظور فراهم آوردن اطلاعات درباره رتبه، کیفیت و عملکرد نظام آموزش طراحی می شود» (
p410;1992;encyclopedia
).
بنابراین شاخص ابزاری است که برای توصیف و درک نظام آموزشی ضروری است ولی کافی نیست. شاخص ها به تنهایی نمی توانند مبنای سیاستگذاری و تصمیم گیری قرار گیرد، بلکه با ننشان دادن نقاط قوت و ضعف، انجام بررسیهای کیفی و مشاهدات عینی را در نظام آموزشی الزامی می دارد (مشایخ، 1383، ص 112).
یونسکو شاخصها را به دو دسته کمی و کیفی تقسیم کرده و آنها را ابزاری برای اندازه گیری و نظارت بر نتایج و دستاوردهای مورد انتظار تعریف می کند و بیان می دارد که شاخصها میزان موفقیت یا پیشبرد اهداف را نشان می دهد. (یونسکو، 2003، ص 11).
منظورما از شاخص در این پژوهش عناصر، معیارها و نشانه هایی است که مسیرتربیت را مشخص می کند و ما را در دستیابی به اهداف تربیتی کمک می نماید.
مولفه در لغت به معنای سازه، سازنده و تشکیل دهنده است (حق شناس و همکاران، 1383، ص 275) و در اصطلاح تعدادی امور مشابه تحت یک سازه را مؤلفه می نامند. در این پژوهش شاخص های مرتبط به هم تحت یک مؤلفه قرار می گیرد.
اکنون پس از بیان توضیحات لازم با استناد به آیات نورانی و هدایتگر قرآن کریم، شاخص های اساسی تربیت اسلامی بر شمرده می شود:

عبادت:

عبادت یعنی « انجام کاری به انگیزه و قصد تقرب الی الله» بنابراین روح عبادت و انگیزه اصلی آن قرب الهی است ( کاردان وهمکاران، 1382، ص 519).
عبادت در اصطلاح دو نوع است: عبادت خاص و عبادت عام. نوع اول صرفا بر اعمال شرعی خاصی نظیر نماز و روزه اطلاق می شود که به اصطلاح علم اصول «تعبدی» مقابل «توصلی» نامیده می شود و منظور از عبادت عام « هرگونه عملی است که به انگیزه قرب الهی انجام می گیرد» و مراد در اینجا همان معنای عام است که معنی اول را نیز در بر می گیرد (کاردان وهمکاران، 1382، ص 520).
نتیجه اینکه عبادت تنها راه قرب الهی است و هرگونه عملی که مقدمه قرب باشد مانند گرایشها و تمایلات دارای کمال مقدمی است.
امام علی (ع) در حکمت 113 نهج البلاغه سودمندترین عبادت را انجام واجبات معرفی می کند.
براساس نظر آیه الله جوادی آملی عبادت دو نوع است: عبادت بدنی و عبادت روحی که در قرآن به هر دو مورد اشاره شده است (جوادی آملی، 1380 ص 125).
قرآن کریم می فرماید: «و ما خلقت الجن و الانس الا لیعبدون» جن و انس را فقط برای اینکه مرا بپرستند آفریدم (ذاریات، آیه 56).
آیه کریمه هدف آفرینش را در «عبادت» منحصر می کند و حقیقت عبادت هم « تقرب» است. در نتیجه تنها هدف اصلی آفرینش « قرب إلی الله» است. عبادت به معنی قرآنی آن از اصلی ترین شاخص های تربیت اسلامی است. آن چنانکه آیات 63 تا پایان سوره فرقان، « عبادت الرحمان» را توصیف می کند، بسی شاخصها و معیارهای تربیت اسلامی در همین عنصر ممتاز و برجسته نهفته است.
این معنی عمیق و گسترده از عبادت که در عمق خود انسان را به ربوبیت سوق می دهد، متکی بر عناصر بینشی و اعتقادی و ارزشهای فردی و اجتماعی است.
تواضع، انفاق، شب زنده داری و مناجات با خدا، رفق و مدارا، برخورد کریمانه با افراد نادان، عفت و پاکدامنی، رعایت حق حیات انسانها، توجه به اهداف تربیتی در خانواده و این قبیل ارزشها، خصوصیات و صفات عابدان است (دوعلم، 47، 1380).
هرکدام یک از ویژگیهای اشاره شده، می تواند به عنوان یک شاخص مستقل تلقی شود. که تنها به دو شاخص عفت و پاکدامنی و تواضع و فروتنی پرداخته می شود. رعایت موازین اخلاقی و شرعی توسط زنان و مردان نامحرم در برخورد با یکدیگر،توجه به حریم ها و حرمت های متقابل و پاکدامنی و عفت در رفتار، نگاه، پوشش و ... (نور، آیات 30 و 31) از مهمترین شاخص های تربیت دینی است.
نقض این حرمتها و حریم ها در قالبها و عناوین فریبنده که در غرب جدید و جوامع غرب زده به یک هنجار تبدیل شده، ویژگی های دوران نوجوانی و جوانی و نیز گسترش ارتباطات و عوامل هجوم اخلاقی و فرهنگی غرب، ضرورت توجه به این شاخص تربیتی را در آموزش و پرورش مضاعف می سازد.
همچنین طبق آیات 18 و 19 سوره لقمان، 54 مائده و 36 نساء اجتناب از خودنمایی، فخر فروشی، برتری طلبی و خود بزرگ بینی و برخورداری از تواضع و فروتنی در برابر پدر، مادر و معلم از شاخصهای مهم تربیت دینی است (ذوعلم، 1380، ص 57) که بویژه در نظام تربیتی آموزش و پرورش توجه بدان ضروری است.
کسانی که « تعبد» را در برابر «تعقل» می پندارند، در حقیقت معنای تحریف شده عبادت را پذیرفته اند و گرنه روح تعبد راستین،جزبرمبنای تعقل و معرفت حقیقی، نمی تواند تحقق یابد که « إنما یخشی الله من عباده العلماء» (فاطر، آیه 28) یعنی معرفت،شناخت و تعقل انسان را بسوی تعبد می کشاند.
بینش و بصیرت: بصیرت در لغت به معنای بینش و بینایی است (عمید، 1363، ص 271) و در اصطلاح روشن بینی در دین است (مطهری، 1380، ص 93). چون بصیرت چراغ راهی است که در تاریکی ها راه را بر انسان روشن می سازد و او را از خطر افتادن و لغزش نگه می دارد.
برای کسب بصیرت در دین باید در دو ناحیه تلاش کرد:
1-ناحیه علم و آگاهی: هر قدر انسان با معارف و آموزه های دینی و الهی و با محتوای پیام خداوند و قرآن کریم و گفتار و عمل و سیره معصومین بیشتر آشنا گردد زمینه بصیرت و روشن بینی در دین بیشتر برای او فراهم می گردد. نیز مطالعه و تفکر در اصول اعتقادی به این امر کمک می کند.
2-ناحیه عمل و بکار بستن آگاهی ها: عمل به آنچه از دین فرا گرفته ایم بویژه انجام واجبات و ترک محرمات که درجه ای از تقوی و پرهیزگاری می باشد در کسب بصیرت و روشن بینی نقش کلیدی دارد و اصولا بصیرت از ثمرات و آثار مستقیم تقوا و پرهیزگاری است (مطهری، 1380، ص 94).
خداوند در قرآن می فرماید: « إن تتقوا الله یجعل لکم فرقاناً»
اگر تقوی بورزید خداوند قوه تشخیص و جداسازی حق از باطل به شما عنایت کند (انفال، آیه 29) .
بنابراین تربیت اسلامی مستلزم عمل گرایی و برخورداری از روحیه تلاش و فعالیت و مجاهدات در راه خداست. قرآن کریم در آیات 15 حجرات « إنما المؤمنون الذین آمنو بالله و رسوله ثم لم یرتابوا و جاهدوا بأموالهم و أنفسهم فی سبیل الله اولئک هم الصادقون» و 69 عنکبوت
«والذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و إن الله لمع المحسنین»
نتیجه بخش بودن قطعی مجاهدت در راه خدا را مورد تأکید قرار می دهد و کسانی را به راستی مسلمان می داند که با پشتوانه و دستمایه ایمان و معرفت به جهاد و تلاش می پردازند. البته نگاه اسلام به عمل تنها جنبه کمی و فیزیکی آن نیست بلکه برخورداری از اخلاص و صداقت، روح عمل و عامل ارزش یافتن آن تلقی می شود.
اگر خلقت جن و انس برای عبادت بوده است، حقیقت این عبادت، بدون معرفت تحقق نخواهد یافت (طباطبایی، ج18، ص 394).
بنابراین میزان عمل گرایی دانش آموزان خود به عنوان یک شاخص می باشد. پیامبراسلام از سوی خدا مأمور می شود صریحاً اعلام کند که حرکت او و پیروانش بر مبنای بصیرت و روشن بینی است.

ادامه دارد......

نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

شاخص های تربیتی دراسلام(1)

سه شنبه 16 اسفند 1390  09:59 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

مقاله زیربنا به درخواست تعدادی ازهمکاران دروبلاگ قرارداده می شود،امیداست که مورداستفاده قرارگیرد.خواهشمندم نظرات ومطالبتان را درج فرمایید.متشکرم.


اسلام به عنوان یک مکتب دارای نظام تربیتی خاص خود است. این نظام تمایزات اساسی با سایر نظامهای تربیتی دارد. تبیین عناصر این نظام شامل: هدف، برنامه، روش، ارزشیابی و ... مستلزم نظریه پردازی و استخراج این عناصر از متون و منابع معتبردینی است. همانند بعد آموزش بعد پرورش نیز نیازمند ابزارهایی جهت سنجش و ارزشیابی است که شاخص ها نیز نوعی از این ابزارها هستند. شاخص های تربیتی ریشه در اهداف تربیتی دارند چون شاخص ها ابزاری جهت رسیدن به اهداف اند.
هدف از پژوهش حاضر بیان شاخص های تربیتی است که از آیات قرآن کریم استخراج شده و می توان از آنها جهت بهبود، رشد و تعالی فعالیتهای تربیتی استفاده کرد.
براساس آیات قرآن کریم هدف از خلقت انسان، خداگونه شدن و عبد خدا بودن است یعنی هدف کلان تربیت، توحید و ادراک همراهی پیوسته و حضور مستمر حق است « هو معکم أینما کنتم» (علم الهدی، 1386، ص 104).
براساس یافته های پژوهش مجموعه شاخص ها و معیارهای تربیت اسلامی که از آیات قرآن استنباط می شود را می توان تحت سه مولفه فرایندهای ذهنی، رفتار و تمایلات دسته بندی کرد شاخص های ذیل هر مولفه عبارتند از: مولفه فرایندهای ذهنی شامل شاخص های: علم و دانش، تفکر و تعقل، معرفت و بصیرت، نقد و ارزیابی، مولفه رفتار شامل شاخص های: تعهد و مسئولیت شناسی اجتماعی، عمل گرایی، عفت و پاکدامنی، امر به معروف و نهی از منکر، عبادت، مولفه تمایلات شامل شاخص های: حب الهی، ولایت پذیری. اگرچه این شاخصها تحت سه مؤلفه دسته بندی شدند ولی بشدت با همدیگر مرتبط هستند. با اجرای این پژوهش امید است ابزاری مناسب در اختیار نهادها، سازمانهای آموزشی و مدارس قرار گیرد تا آنان را قادر به ارزیابی فعالیتهای تربیتی خود با توجه به اهداف بکند.

کلید واژگان:

تربیت اسلامی، مؤلفه، شاخص

مقدمه:

دستیابی به اهداف و آرمانهای تربیتی از نگرانیهای اصلی هر نظام آموزشی است. در نظام آموزش و پرورش جمهوری اسلامی ایران به سبب ویژگی اسلامی آن، دستیابی به اهداف تربیت دینی از جایگاهی ویژه برخوردار است. در هر یک از دو بخش آموزش و پرورش همانطور که در هدف گذاری دقت می شود، باید شاخص های مناسبی نیز با توجه به اهداف انتخاب شود. بویژه در بخش تربیت که چون تربیت ما دینی است و هدف گذاری آن از متن دین است شاخص هایی که جهت رسیدن به اهداف در نظر گرفته می شود باید با هدفها تناسب کامل داشته باشد. با وجود فعالیتها و اقدامات تربیتی که هم اکنون در مدارس صورت می گیرد ولی ارزشیابی و بازخورد گیری بیشتر مربوط به بخش آموزش است. در این بخش از انواع ارزشیابی و شاخص های آموزشی جهت تعیین میزان تحقق اهداف آموزشی استفاده می شود و همین امر باعث شده کیفیت آموزش بیش از تربیت بهبود یابد، چرا که نوع خاصی از ارزشیابی در فعالیتهای تربیتی مورد استفاده قرار نگرفته و ارزشیابی از این فعالیتها بصورت صوری و بر اساس انتظارات اولیاء دانش آموزان یا قضاوتهای مدیران و مربیان تربیتی و ناظران انجام می گیرد. این امر باعث آسیبها و کاستی هایی در نظام حاکم بر آموزش و پرورش شده است از جمله: توجه بیش از حد به ظواهر امور و غفلت از حقایق، سطحی نگری در روشها و راهکارهای اصلاح و ارتقای تربیت دینی، انتظار نتایج سریع و فوری از تلاشها و اقدامات تربیتی، در محیطهای تربیتی بصورت تشکیلاتی برخورد کردن و بخشنامه های یکسان صادر کردن و .. (ذوعلم، 1380، ص 24).
این آسیبها نشان می دهد باید به مسائل آموزش و پرورش با دیدی جامعتر و سیستماتیک نگریست و توجه داشت که فعالیت بخش آموزش از سازمان به مقیاسی متفاوت بر فعالیت بخش پرورش اثر می گذارد و بر عکس (پارساییان و اعرابی، 1379، ص 14). در این راستا سؤالاتی مطرح می شود مانند : تا چه اندازه فعالیتهای تربیتی در سطح کلاس درس، مدرسه و نظام آموزشی از مطلوبیت برخوردار است؟
چگونه قوت یا ضعف نظامهای تربیتی را در مقایسه با یکدیگر می توان نمایان ساخت؟ و سوالاتی از این قبیل نشان می دهد که با ما علاوه بر پاسخگویی در بخش آموزش در بخش تربیت نیز باید پاسخگوی فعالیتهای انجام شده در مدارس باشیم. این امر زمانی معنا خواهد یافت که ما ارزشیابی جامعی از فعالیتهای تربیتی داشته، نواقص و کمبودهای تربیتی و فاصله ای که ما به لحاظ تربیتی تا وضعیت مطلوب و تعالی تربیتی داریم مشخص شده، بتوانیم با شفافیت در صدد رفع نواقص و بهبود کیفیت تربیت برآییم. بدین منظور نیازمند شاخص هایی هستیم که وضعیت تربیتی موجود را با آن شاخصها مورد ارزیابی قرار دهیم. در این پژوهش هدف ارائه این مؤلفه ها و شاخص های تربیتی است. این شاخص ها در هر یک از مکاتب تربیتی با توجه به دیدگاه آن مکتب نسبت به انسان و اهداف تربیتی تدوین می شود. بعنوان مثال در مکتب رفتار گرایی، هدف بررسی رفتار آشکار موجودات زنده است و انسان را نیز همچون دیگر موجودات زنده می دانند. لذا رفتار گرایان هدف از تعلیم و تربیت را کسب یا تغییر رفتارهای مختلف می دانند( سیف، 1372، ص 205). از طرف دیگر شناخت گرایان توجه خود را معطوف به فرایندهای ذهنی کرده اند. از دیدگاه اینان رفتار حاصل فرایندهای ذهنی است. در این دیدگاه روانشناسان توجه به وجه تمایز انسان از سایر حیوانات یعنی عقل، تفکر و سایر فرایندهای ذهنی کرده اند (سیف، 1372، ص 205). اما در این بین اسلام نظری متعادل و مابین این دو دیدگاه بیان می کند. پیامبران ابتدا گرایشهای فطری و حقیقت جویی را در انسانها بیدار می کردند سپس با دادن شناخت و معرفت به انسانها زمینه عمل آگاهانه را فراهم می کردند. یعنی هر سه مؤلفه (مقوله) گرایشها و تمایلات، شناخت و معرفت (فرایندهای ذهنی) و رفتار از نظر اسلام دارای اهمیت است. شناخت و تمایلات هر دو مقدمه رفتاراند، اگرچه که گرایشها به تنهایی نیز می تواند منجر به رفتار بشود ولی رفتار عالمانه فقط با شناخت و بصیرت ممکن است.
تربیت دراسلام: اهداف تعلیم و تربیت ناگزیر از نظریه ای درباره «انسان در جهان» و غایت زندگی و ارزش نهایی است که انسان باید در تمام زندگی خویش پی گیرد. چون انسان آفریده خداست پس غایت زیست انسانی می تواند فارغ از غایت آفرینش باشد و غایت آفرینش انسان لزوماً با غایت آفرینش جهان اختلاف و تعارضی ندارد بلکه مربوط و شاید یکسان باشد. قرآن نیز مقصد حرکت را صیرورت عالم و آدم بسوی خداوند معرفی می کند « الیه المصیر» و « الی الله المصیر» (علم الهدی، 1386، ص 139).
تربیت اسلامی نیز جهت الهی دارد و به تمام عوامل موثر در اندیشه، رفتار، جسم و روح انسان توجه دارد. تربیت از دیدگاه اسلام عبارتست از: « فراهم کردن زمینه ها و عوامل رشد و تکامل همه جانبه انسان و هدایت مسیر تکاملی او به سوی وجود کامل مطلق با برنامه ای منظم و سنجیده مبتنی بر اصول و محتوای از پیش تعیین شده. بنابراین تربیت فرایندی مداوم و پیوسته است که در تمام مراحل زندگی انسان موثر می باشد ( ابراهیم زاده، 1383، ص 35).
چون در این مقاله مجال بحث از تمام جنبه های تربیت اسلامی مانند تربیت عاطفی، سیاسی، اجتماعی، عقلانی، دینی و ... نمی باشد، از طرفی این جنبه ها را بطور کامل نمی توان از هم تفکیک کرد لذا جنبه هایی از تربیت که بیشتر مربوط به حوزه اخلاق و دین است را بررسی کرده و شاخصهای آن ارائه خواهد شد.
هدف تربیت اسلامی رساندن انسان به مقام قرب الهی از طریق تحقق بخشیدن به استعدادهای بالقوه و متوازن و متعادل بار آوردن انسان است که بتواند متخلق به اخلاق الهی و انبیاء و اولیاء شود ( ابراهیم زاده، 1383، ص 38).
بنابراین هدف کلی از تربیت «خداگونه شدن» و رسیدن به مرحله ای است که انسان محبوب و مرضی خداوند متعال شود. جهت رسیدن به این هدف کلان و اهداف تربیتی دیگر نیازمند ابزاری تحت عنوان شاخص ها هستیم. حال این سؤال مطرح می شود که آیا اساساً دستیابی و استخراج شاخص های تربیتی امکانپذیر است؟ و از چه منابعی و چگونه ؟

ادامه دارد.......


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:سه شنبه 16 اسفند 1390 | نظرات() 

شجاعت یعنی این!

شنبه 22 بهمن 1390  11:05 ب.ظ

یکی از دبیرستان های تهران هنگام برگزاری امتحانات سال ششم دبیرستان

به عنوان موضوع انشا این مطلب داده شد که:

”شجاعت یعنی چه؟”

محصلی در قبال این موضوع فقط نوشته بود :

” شجاعت یعنی این ”

و برگه ی خود را سفید به ممتحن تحویل داده بود و رفته یود !
اما برگه ی آن جوان دست به دست دبیران گشته بود و
همه به اتفاق و بدون …استثنا به ورقه سفید او نمره ۲۰ دادند
فکر میکنید اون دانش آموز چه کسی می تونست باشه؟

!!!دکتر شریعتی!!!


 

ای آزادی من از ستم بیزارم ،از بند بیزارم، از زندان بیزارم، از باید بیزارم، از هر چه و هر که تو را در بند

می کشد بیزارم.ای آزادی کاش با تو زندگی می کردم، با تو جان می دادم، کاش در تو می دمیدم، در تو

 دم می زدم، در تو می خفتم، بیدار می شدم، می نوشتم، می گفتم، حس می کردم، بودم.

ای آزادی، مرغک پرشکسته زیبای من، کاش می توانستم تو را از چنگ سازندگان شب و تاریکی و

سرما،سازندگان دیوارها و مرزها و زندانها و قلعه ها رهایت کنم،کاش قفست را می شکستم و در هوای

 پاک بی ابر بی غبار بامدادی پروازت می دادم اما …     (دکترشریعتی)

 

بنقل ازوبلاگ مهندس پیری زاده


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

تبریک

جمعه 21 بهمن 1390  11:59 ب.ظ

 

میلادپیامبررحمت(ص) وحضرت امام جعفرصادق(ع) همزمان با سی

وسومین سالگردآزادی ملت ایران اززیر یوغ استبدادواستکبار برهمگان

مبارکباد.


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

تسلیت

شنبه 1 بهمن 1390  10:21 ب.ظ

رحلت جانسوزپیامبراکرم(ص)وشهادت مظلومانه تنهاترین سردار،امام

حسن مجتبی(ع)ونیز شهادت فخرایران زمین ،امام غریب،امام رضا(ع)

برتمام رهروان شان تسلیت باد.


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

خوب دقت کنیم!

جمعه 30 دی 1390  09:49 ب.ظ

داستان زیر حکایتی است ازمحبت یک معلم که سرنوشت کودکی را تغییر داد. تقدیم به همه آموزگاران مهربان و دوست داشتنی . و با ذکر این جمله از ارد بزرگ که : آموزگاری ، عشق است چنین جایگاهی هیچگاه به دست غیر مباد .

 

در روز اول سال تحصیلى، خانم تامپسون معلّم کلاس پنجم دبستان وارد کلاس شد و پس از صحبت هاى اولیه، مطابق معمول به دانش آموزان گفت که همه آن ها را به یک اندازه دوست دارد و فرقى بین آنها قائل نیست.البته او دروغ می گفت و چنین چیزى امکان نداشت. مخصوصاً این که پسر کوچکى در ردیف جلوى کلاس روى صندلى لم داده بود به نام تدى استو دارد که خانم تامپسون چندان دل خوشى از او نداشت. تدى سال قبل نیز دانش آموز همین کلاس بود. همیشه لباس هاى کثیف به تن داشت، با بچه هاى دیگر نمی جوشید و به درسش هم نمی رسید. او واقعاً دانش آموز نامرتبى بود و خانم تامپسون از دست او بسیار ناراضى بود و سرانجام هم به او نمره قبولى نداد و او را رفوزه کرد.


 


امسال که دوباره تدى در کلاس پنجم حضور می یافت، خانم تامپسون تصمیم گرفت به پرونده تحصیلى سال هاى قبل او نگاهى بیاندازد تا شاید به علّت درس نخواندن او پی ببرد و بتواند کمکش کند.

معلّم کلاس اول تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز باهوش، شاد و با استعدادى است. تکالیفش را خیلى خوب انجام می دهد و رفتار خوبى دارد. "رضایت کامل".

معلّم کلاس دوم او در پرونده اش نوشته بود: تدى دانش آموز فوق العاده اى است. همکلاسیهایش دوستش دارند ولى او به خاطر بیمارى درمان ناپذیر مادرش که در خانه بسترى است دچار مشکل روحى است.

معلّم کلاس سوم او در پرونده اش نوشته بود: مرگ مادر براى تدى بسیار گران تمام شده است. او تمام تلاشش را براى درس خواندن می کند ولى پدرش به درس و مشق او علاقه اى ندارد. اگر شرایط محیطى او در خانه تغییر نکند او به زودى با مشکل روبرو خواهد شد.

معلّم کلاس چهارم تدى در پرونده اش نوشته بود: تدى درس خواندن را رها کرده و علاقه اى به مدرسه نشان نمی دهد. دوستان زیادى ندارد و گاهى در کلاس خوابش می برد.

خانم تامپسون با مطالعه پرونده هاى تدى به مشکل او پى برد و از این که دیر به فکر افتاده بود خود را نکوهش کرد. تصادفاً فرداى آن روز، روز معلّم بود و همه دانش آموزان هدایایى براى او آوردند. هدایاى بچه ها همه در کاغذ کادوهاى زیبا و نوارهاى رنگارنگ پیچیده شده بود، بجز هدیه تدى که داخل یک کاغذ معمولى و به شکل نامناسبى بسته بندى شده بود. خانم تامپسون هدیه ها را سرکلاس باز کرد. وقتى بسته تدى را باز کرد یک دستبند کهنه که چند نگینش افتاده بود و یک شیشه عطر که سه چهارمش مصرف شده بود در داخل آن بود. این امر باعث خنده بچه هاى کلاس شد امّا خانم تامپسون فوراً خنده بچه ها را قطع کرد و شروع به تعریف از زیبایى دستبند کرد. سپس آن را همانجا به دست کرد و مقدارى از آن عطر را نیز به خود زد. تدى آن روز بعد از تمام شدن ساعت مدرسه مدتى بیرون مدرسه صبر کرد تا خانم تامپسون از مدرسه خارج شد. سپس نزد او رفت و به او گفت: خانم تامپسون، شما امروز بوى مادرم را می دادید.خانم تامپسون، بعد از خداحافظى از تدى، داخل ماشینش رفت و براى دقایقى طولانى گریه کرد. از آن روز به بعد، او آدم دیگرى شد و در کنار تدریس خواندن، نوشتن، ریاضیات و علوم، به آموزش "زندگی" و "عشق به همنوع" به بچه ها پرداخت و البته توجه ویژه اى نیز به تدى می کرد.

پس از مدتى، ذهن تدى دوباره زنده شد. هر چه خانم تامپسون او را بیشتر تشویق می کرد او هم سریعتر پاسخ می داد. به سرعت او یکى از با هوش ترین بچه هاى کلاس شد و خانم تامپسون با وجودى که به دروغ گفته بود که همه را به یک اندازه دوست دارد، امّا حالا تدى محبوبترین دانش آموزش شده بود.

یکسال بعد، خانم تامپسون یادداشتى از تدى دریافت کرد که در آن نوشته بود شما بهترین معلّمى هستید که من در عمرم داشته ام.

شش سال بعد، یادداشت دیگرى از تدى به خانم تامپسون رسید. او نوشته بود که دبیرستان را تمام کرده و شاگرد سوم شده است. و باز هم افزوده بود که شما همچنان بهترین معلمى هستید که در تمام عمرم داشته ام.

چهار سال بعد از آن، خانم تامپسون نامه دیگرى دریافت کرد که در آن تدى نوشته بود با وجودى که روزگار سختى داشته است امّا دانشکده را رها نکرده و به زودى از دانشگاه با رتبه عالى فارغ التحصیل می شود. باز هم تأکید کرده بود که خانم تامپسون بهترین معلم دوران زندگیش بوده است.

چهار سال دیگر هم گذشت و باز نامه اى دیگر رسید. این بار تدى توضیح داده بود که پس از دریافت لیسانس تصمیم گرفته به تحصیل ادامه دهد و این کار را کرده است. باز هم خانم تامپسون را محبوبترین و بهترین معلم دوران عمرش خطاب کرده بود. امّا این بار، نام تدى در پایان نامه کمى طولانی تر شده بود: دکتر تئودور استودارد.

ماجرا هنوز تمام نشده است. بهار آن سال نامه دیگرى رسید. تدى در این نامه گفته بود که با دخترى آشنا شده و می خواهند با هم ازدواج کنند. او توضیح داده بود که پدرش چند سال پیش فوت شده و از خانم تامپسون خواهش کرده بود اگر موافقت کند در مراسم عروسى در کلیسا، در محلى که معمولاً براى نشستن مادر داماد در نظر گرفته می شود بنشیند. خانم تامپسون بدون معطلى پذیرفت و حدس بزنید چکار کرد؟ او دستبند مادر تدى را با همان جاهاى خالى نگین ها به دست کرد و علاوه بر آن، یک شیشه از همان عطرى که تدى برایش آورده بود خرید و روز عروسى به خودش زد.

تدى وقتى در کلیسا خانم تامپسون را دید او را به گرمى هر چه تمامتر در آغوش فشرد و در گوشش گفت: خانم تامپسون از این که به من اعتماد کردید از شما متشکرم. به خاطر این که باعث شدید من احساس کنم که آدم مهمى هستم از شما متشکرم. و از همه بالاتر به خاطر این که به من نشان دادید که می توانم تغییر کنم از شما متشکرم.

خانم تامپسون که اشک در چشم داشت در گوش او پاسخ داد: تدى، تو اشتباه می کنى. این تو بودى که به من آموختى که می توانم تغییر کنم. من قبل از آن روزى که تو بیرون مدرسه با من صحبت کردى، بلد نبودم چگونه تدریس کنم.                                

                                                                       ازوبلاگ یک دبیرفیزیک

                                                  


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

کلینیک خدا

سه شنبه 27 دی 1390  11:46 ب.ظ

به کلینیک خدا رفتم تا چکاپ همیشگی ام را انجام دهم،فهمیدم که بیمارم......

خدا فشار خونم را گرفت،معلوم شد که لطافتم پایین آمده

زمانی که دمای بدنم سنجیده شد دماسنج 40درجه اضطراب نشان داد.

تست ضربان قلب نشان داد که به چندین گذرگاه عشق نیاز دارم،تنهایی سرخرگهایم را مسدود کرده بود.....

وآنها دیگر نمی توانستند به قلب خالی ام خون برسانند.

به بخش ارتوپدی رفتم چون بر اثرحسادت زمین خورده بودم وچندین شکستگی پیدا کرده بودم......دیگر نمی توانستم با دوستانم باشم وآنها را درآغوش بگیرم.

فهمیدم که مشکل نزدیک بینی هم دارم ،چون نمی توانستم دیدم را از اشتباهات اطرافیانم فراتر ببرم.

زمانی که از مشکل شنوایی ام شکایت کردم معلوم شد که مدتیست که صدای خداوند را آنگاه که در طول روز با من سخن می گوید نمی شنوم.....

خدای مهربان برای همه ی این مشکلات به من مشاوره رایگان دادومن به شکرانه اش تصمیم گرفتم از این پس تنها از داروهایی که در کلمات راستینش برایم تجویز کرده است استفاده کنم :

·     هر روز صبح یک لیوان قدردانی بنوشم

·     قبل از رفتن به محل کار یک قاشق آرامش بخورم

·     هر ساعت یک کپسول صبر،یک فنجان برادری و یک لیوا ن فروتنی بنوشم

·     زمانی که به خانه برمیگردم به مقدار کافی عشق بنوشم

·     زمانی که به بستر می روم دو عدد قرص وجدان آسوده بخورم

امیدوارم خداوند نعمتهایش را بر همه سرازیرکند:

رنگین کمانی به ازای هر طوفان

لبخندی به ازای هر اشک

دوستی فداکار به ازای هر مشکل

نغمه ای شیرین به ازای هر آه

و اجابتی نزدیک به هر دعا...

                                                              ازوبلاگ یک دبیرفیزیک


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

علل عدم استقبال معلمان ازاقدام پژوهی(3)

شنبه 24 دی 1390  10:15 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

جمعبندی نتایج تحقیقات ونظر نگارنده

باجمع بندی نتایج تحقیقات فوق وسایرپژوهشهای انجام شده عوامل موثر درعدم استقبال گسترده معلمان دراقدام پژوهی را میتوان چنین جمعبندی کرد:

1-انگیزه معلمان برای انجام پژوهش درعمل پایین بوده واحساس نیازی به اقدام پژوهی نمی بینند.این مسئله باایجادانگیزه های علمی،مادی ومعنی میتواندحلشده وانگیزه معلمان رادراین عمل تقویت نماید.

2-اطلاعات علمی معلمان درباره اقدام پژوهی درسطح پایینی قرارداردواین نشانگر عدم کارایی دوره های ضمن خدمت پژوهش درعمل ازطرف ادارات آموزش وپرورش است.بنظرنگارنده این  قبیل دوره ها ابتدا باید برای معلمان علاقمند باتحصیلات بالا برگزارشود وسپس باارائه گزارشهای اقدام پژوهی این آموزش دیده ها علاقه معلمان دیگرنیز برای شرکت دراین دوره ها واستفاده کردن از راهکارهای علمی پژوهش درعمل تقویت می یابدونیزباید ازاساتیدی استفاده کرد که علاوه بر داشتن اطلاعات علمی ومدارج بالا به فن معلمی نیزمسلط بوده وایجادانگیزه نماید.

3-عدم وجود تشویق های مادی ومعنوی نیز یکی دیگر ازعوامل این پژوهشها است.متاسفانه عامل تشویق مادی درآموزش وپرورش یکی از عوامل بسیار موثر درانجام کارهای علمی میباشد.فلذا باید مسئولان امر ازاین راهکار برای گسترش پژوهش درعمل دربین معلمان بهره برند.

4-اکثر گزارشات اقدام پژوهی غیرواقعی بوده وحاصل تراوشهای ذهنی نگارنده هستندواین امر باعث میشود که کسانی که به فن داستان پردازی مسلط بوده ومی توانندرویاهای خودرا برروی کاغذ بیاورندموفق ترجلوه نموده وجزءمعلمان پژوهنده بحساب آیند.پس باید  نظارت کافی  برتمام مراحل اقدام پزوهی انجام گیرد تا کسانی بعنوان معلم پژوهنده معرفی شوند که واقعا تحقیق انجام داده ومشکلی ازمشکلات کلاس درسی خودرا حل نمایند.

5-عدم وجود ارتباط بین پژوهشگران وصاحبان آثاراقدام پژوهی باعث فقدان انگیزه برای پژوهشگران تازه کارمیگردد.ایجادباشگاه اقدام پژوهان جهت سهولت ارتباط بین پژوهشگران ونیز ایجاد سایت اقدام پژوهی وبانک اطلاعات اقدام پژوهی برای ارتباط معلمان پژوهشگر باتجربیات سایرمعلمان وآشنایی بیشتر بافنون اقدام پژوهی وجلوگیری از پژوهشهای تکراری بسیارموثرخواهدبود.

6- اقدام‌پژوهی در آموزش و پرورش با برخی از موانع و تنگناهای دیگر از جمله مدیریت متمرکز، سلسله مراتب و بوروکراسی اداری و الزام به تبعیت از قوانین و مقررات و محدودیت در تفویض اختیار، تراکم وظایف و مسوولیت های اجرایی کارکنان آموزشی و اداری، پراکندگی یافته های پژوهشی، عدم اطلاع رسانی مناسب نتایج اقدام پژوهی به معلمان  مواجه می باشد.

نتیجه گیری

علاوه برراهکارهایی که درسطورفوق آمد،بنظرنگارنده روشهای دیگری نیزبرای ایجادانگیزه به معلمان وگذرازموانع اقدام پژوهی وجودداردازجمله: که طرح و تصویب مسأله اقدام پژوهی در شورای معلمان، برگزاری همایش‌های اقدام پژوهی، اجرای برنامه "هر مدرسه یک اقدام پژوهی مشارکتی" ، اختصاص امتیاز ویژه در ارزشیابی مدارس به طرح های اجرا شده، تاکید بر حل مسائل مدارس خاص از طریق اقدام پژوهی، اختصاص ساعات موظف معلمان به حل مسائل آموزشی و تربیتی دانش آموزان خود از طریق اقدام پژوهی و تبیین استراتژی اقدام پژوهی معلمان و مدارس توسط شورای تحقیقات استان ها در یک برنامه کوتاه مدت و میان مدت از آن جمله می باشد.

 

 

 

 

منــــابـــع

 

=فــــارســــی:

-امام جمعه،محمدرضاومحمودسعیدی رضوانی،1381،پژوهش حین عمل رویکردی نودرآموزش ضمن خدمت معلمان،تهران،فصلنامه تعلیم وتربیت،شماره4،زمستان81وبهار82.

-دیوئی،جان،1369منطق:تئوری تحقیق،ترجمه علی شریعتمداری،چاپ دوم،تهران،انتشارات دانشگاه تهران.

-ساکی،رضا،1383،اقدام پژوهی:راهبردی برای بهبودآموزش وتدریس،انتشارات پژوهشکده تعلیم وتربیت،چاپ اول.

-صدیق میرعظیمی،سکینه،1386،بررسی تاثیر دوره های آموزشی اقدام پژوهی بررویکرد معلمان به پژوهش،تهران،رشدمعلم،شماره208،فروردین1386.

-قاسمی پویا،اقبال،1380،راهنمای علمی پژوهش درعمل،تهران،پژوهشکده تعلیم وتربیت.

-قاسمی پویا،اقبال،1382،راهنمای معلمان پژوهنده،تهران،نشراشاره،چاپ سوم.

-گویا،زهرا،1372،تاریخچه تحقیق عملی وکاربردآن درآموزش،فصلنامه تعلیم وتربیت،تهران،پژوهشکده تعلیم وتربیت،شماره36 

=انگلیســــی:

-Eileen Frrance.2001.Themes in education.action research.Northeast and island Regional educational Laboratory at Brown university.

-C.G.short& K.smith(Eds).1993.Teachers are researchers.Reflection and action.mewark.DE:International Reading Association.

-Mc Farland.K.P&stasell.J.C.1993 .Historical perspectives.InL.Patterson.C.M.santa.

-Noffke.S.E& Stevenson.R.B.(Eds)1995.Educational action research:Becoming partically critical.new York:Teachers college press.

-Watts.H.1995.When teachers Are researchers teaching improwes.Journal of staff Development.


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

اربعین حسینی تسلیت باد

جمعه 23 دی 1390  10:24 ب.ظ

کاروان می آید ازشهردمشق

برسرخاک شه سلطان عشق

کاروان باخودرباب آورده است

بهراصغرشیروآب آورده است

کاروان آمدولی اکبرنداشت                                        

ام لیلا شبه پیغمبرنداشت                                                

کاروان آمدولی شاهی نبود

بربنی هاشم دگر ماهی نبود.

اربعین حسینی برتمام رهروان وعزاداران آنحضرت تسلیت باد.

 


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

علل عدم استقبال معلمان ازاقدام پژوهی(2)

جمعه 23 دی 1390  10:13 ب.ظ

نوع مطلب :مقالات تربیتی معلم اهری ،

مراحل اقدام پژوهی

باتوجه به تعاریفی که محققان مختلف درزمینه اقدام پژوهی ارایه کرده اند،بالطبع مراحل مختلفی نیز برای این نوع تحقیق درنظر گرفته اندکه بدلیل تعدد پیشنهاد مراحل،ازاطاله کلام خودداری شده وبه یک نمونه اشاره می شود.آیلین فرانس معتقداست دردرون تمام تعاریف اقدام پژوهی چهارمفهوم پایه وجوددارد:توانکمندسازی شرکت کنندگان،همکاری ازطریق مشارکت،کسب دانش وتغییرات اجتماعی.ساختارپژوهش درعمل بنظر او شامل پنج مرحله میباشد:1)شناسایی محدوده مشکل یامسئله2)جمع آوری وسازماندهی داده ها3)تفسیرداده ها4)اقدام مبتنی برداده ها5)انعکاس یافته ها(ferrance،2001 ).

كرت لوین واضع واژه «پژوهش در عمل » آن را متشكل از چهار مرحله ی برنامه ریزی ، اقدام مشاهده و تأمل و تفكر می داند كه باید در بستری حلزونی تكرار شوند (گویا ، 1372 ).

مراحل پژوهش در عمل به طور كلی شامل سه مرحله ی :

الف- تشخیص

ب- اجرا

پ- ارزیابی و عرضه است ( قاسمی پویا، 1380 ) .

برای سنجش عمل در زمان اجرا می توان با استفاده  از ابزار های زیر اطلاعات لازم را جمع آوری  كرد.

الف- پرسشنامه

ب- یادداشت های روزانه معلم

پ- مصاحبه

ت- فرم های مشاهده

علاوه بر این ابزار ها همكاران، متخصصان آگاه و اولیای دانش آموزان نیز می توانند در زمان اجرا و تجربه كردن ، معلم را یاری كنند تا كار خود را مورد ارزیابی قرار دهد.

پژوهش حین عمل را از نظر حیطه عمل و تأثیر آن می توان به سه گونه ی:

 الف- محقق معلم ،

ب- پژوهش حین عمل مشاركتی

پ- پژوهش حین عمل مدرسه گستر تقسیم كرد(امام جمعه ،سعیدی رضوانی ، 1381 ).

در گونه اول (محقق معلم ) ، بر ایجاد تغییرات در یك كلاس توسط فرد معلم تأكید می شود . در نوع دوم (مشاركتی ) حیطه ی تغییرات شامل چند كلاس مثلا كلاس های یك پایه است- و در نوع سوم ، بهبود كل مدرسه با همكاری همه ی كاركنان مدرسه مورد نظر است .پژوهش حین عمل مدرسه گستر ، در واقع شكل جامع تر پژوهش حین عمل مشاركتی است . در ادامه به بعضی از این اهداف و مزایا اشاره می شود.

 

تاریخچه آماری ازبرنامه معلم پژوهنده درایران

در ایران نیز بعد از پیروزی انقلاب شكوهمند اسلامی بویژه ازسال1375موضوع اقدام پژوهی مورد توجه مسئولین آموزش و پرورش قرار گرفته و مسئولیت این مهم را به پژوهشكده تعلیم و تربیت واگذار نموده است وپژوهشكده تعلیم و تربیت برنامه اجرائی آن راتحت عنوان برنامه معلم پژوهنده هر ساله به سازمان های آموزش و پرورش استانها ابلاغ می نماید.

     آمار و ارقام این سالها نشان می دهد كه موضوع معلم پژوهنده مورد استقبال نسبتا خوبی از سوی معلمان واقع شده است. از 914 نفر معلمانی كه در سال 75 درسطح كشور در این عرصه فعالیت می كردند در سال 83 به 24800 نفر رسیده است(اداره كل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، 1384).

به نظر می رسد این فعالیت (اقدام پژوهی ) با توجه به كوتاه بودن عمرخود از رشد قابل قبولی، به لحاظ كمیت برخودار است این رشد، شاید متاثر از سیاستهای آموزش وپرورش باشد كه روش اقدام پژوهی را با هدف تجهیز معلمان با این روش، دربرخورد با مسایل آموزش وپرورش تبلیغ می نماید به همین منظوركلاس های آموزش اقدام پژوهی را در تمامی شهر هایی كه كلاس های ضمن خدمت در آن فعال بوده است دایر كرده است.از 9810نفر فرهنگیانی كه در سال 1380در كلاس های مذكور شركت كرده بودن این رقم در سال 1383 بالغ بر 195639 نفر گردیده است(اداره كل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، 1384).

از میان 195639 نفر از معلمان آموزش دیده درسطح کشوردرسال 1383تنها 24800 نفر دارای گزارش اقدام پژوهی بوده اند و از آن میان نیز تنها 836 گزارش اقدام پژوهی مورد تأیید داوران پژوهشكده تعلیم و تربیت قرار گرفته است(اداره كل روابط عمومی وزارت آموزش و پرورش، 1384).

بدلیل جلوگیری ازاطاله کلام بحث درمورد اقدام پژوهی را دراین قسمت بپایان برده ودرقسمت بعدی به تحقیقاتی اشاره خواهدشد که درسالهای گذشته درمورد عوامل موثر دراقدام پژوهی معلمان انجام شده اند.

 

عوامل موثر برعدم استقبال معلمان ازاقدام پژوهی

درتحقیقی که آقای محسن باجلان جهت پایان نامه کارشناسی ارشددانشگاه شهیدبهشتی درسال 1385درباره معلمان شهربروجرد انجام داده است به نتایج زیررسیده است:ازدیدگاه معلمان عوامل آموزشی،مالی،سازمانی،فردی وفرهنگی اجتماعی ازموانع اقدام پژوهی بحساب می آیند.

درپژوهش دیگری که آقای میرشفیعی دراستان مازندران انجام داده است نتایج قابل تاملی بدست آمده است: نتایج این تحقیق نشان می دهد تنها 1/23 درصد از معلمین از روش اقدام پژوهی اطلاعات كافی داشته و 9/76 درصد از آنان اطلاعاتی پایین تر از حد انتظار دارند. اگرچه تفاوت بین میزان آگاهی فرهنگیان آموزش دیده با فرهنگیانی كه آموزش ندیده اند معنادار می باشد ولی هر دو گروه مذكور نمراتی پایین تر از حد نصاب یعنی حداقل نمره 12 را كسب نمودند و همین طور بین میزان آگاهی فرهنگیان زن و مرد و نیز بین میزان آگاهی فرهنگیانی كه دارای تحصیلات فوق لیسانس و بالاتر هستند در مقایسه با فرهنگیانی كه دارای تحصیلات فوق دیپلم و لیسانس هستند تفاوت معنادار است و از طرف دیگر بیشتر از 50درصد آزمودنی ها به ترتیب عدم اشتیاق استاد به موضوع اقدام پژوهی،عدم توانایی آنان درایجاد آمادگی معلمان پژوهنده دراجرای طرح های اقدام پژوهی،پایین بودن توان علمی مدرسین درس پژوهش در عمل،نحوه ارزیابی از میزان یادگیری معلمان پژوهنده توسط استاد و كافی و مفید نبودن منابع معرفی شده و تكالیف را به عنوان مهمترین موانع اجرایی برنامه معلم پژوهنده یاد نمودند.

درتحقیق دیگری که درشهراصفهان به روش پرسشنامه ای جهت ارائه به دانشکده علوم تربیتی وروانشناسی دانشگاه اصفهان توسط امیرحسین رضایی کمال آباد انجام گردیده است این نتایج بدست آمده است: پاسخ دهندگان در میان موانع موجود اقدام پژوهی, «ضعف در قدردانی معنوی از معلمان پژوهشگر», «كمبود مشاوران پژوهشی مجرّب و متخصص برای راهنمایی و رفع اشكالات پژوهشی معلمان» و «پژوهش محور نبودن تصمیمات آموزشی» را به عنوان مهمترین موانع اقدام پژوهی شناخته اند.

خانم سکینه صدیق میرعظیمی درمقاله ای باعنوان:بررسی تاثیردوره های اقدام پژوهی(معلم پژوهنده)بررویکرد معلمان به پژوهش که درمجله رشدمعلم،فروردین1386بچاپ رسیده است نتایج زیررا اخذنموده است:

1-بین گذراندن دوره‏های آموزشی اقدام‏پژوهی،جنسیت، سنوات خدمت و طول دوره‏های آموزشی اقدام‏پژوهشی معلمان و میزان شناخت از پژوهش،رابطه‏ی معنی‏داری وجود دارد.

2.بین گذراندن دوره‏های آموزشی اقدام‏پژوهی،جنسیت و طول دوره‏های آموزشی اقدام‏پژوهی معلمان و میزان علاقه به‏ انجام دادن پژوهش،رابطه‏ی معنی‏داری وجود دارد.

3.بین میزان تحصیلات،رشته‏ی تحصیلی معلمان و میزان‏ شناخت آنان از پژوهش،رابطه معنی‏داری وجود ندارد.

4.بین سنوات خدمت،میزان تحصیلات و رشته‏ی تحصیلی‏ معلمان و میزان علاقه به پژوهش،رابطه‏ی معنی‏داری وجود ندارد.

ادامه دارد.............


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

علل عدم استقبال معلمان ازاقدام پژوهی(1)

پنجشنبه 22 دی 1390  10:08 ب.ظ

نوع مطلب :عبارتهای كوتاه معلم اهری ،

مقاله زیررا برای شرکت درمسابقه هفته پژوهشسال1390 که ازطرف اداره آموزش وپرورش اهربرگزارشده بودتهیه وارائه کرده ام. امیدکه دوستان بامطالعه خودنظرات مناسبی برای تکمیل این مقاله ارائه فرمایند.


چکیده:مقاله حاضر درباره علل وعوامل موثر درعدم استقبال گسترده ازاقدام پژوهی توسط معلمان است.ابتدا اشاره ای مختصر به اقدام پژوهی وتعاریف آن ومراحل انجام این نوع پژوهش شده سپس بااستناد به گزارشات تحقیقات انجام شده عوامل موثر براقدام پژوهی بررسی گردیده ودرآخر جمع بندی گزارشات ونظر نگارنده دراین مورد خواهد آمد.

کلیدواژه:اقدام پژوهی،معلم پژوهنده ،آموزش وپرورش

مقدمــه

آموزش و پرورش به خاطر اینكه با انسان سروكاردارد از مهم‌ترین حوزه‌هایی است كه پژوهش در آن لازم است. به خاطر پیچیده بودن مسائل مربوط به اندیشه‌ انسان، تحقیق و پژوهش دارای پیچیدگی‌های خاصی است و دقت زیادی را می‌طلبد. بنابراین جهت ارتقاء كیفیت تعلیم و تربیت و اثربخشی آموزشی بایستی مهارت‌ها و توانمندی‌های لازم در معلمان تقویت شود و لازمه این امر مهم مجهز نمودن معلمان به بینش علمی و انجام پژوهش می‌باشد تا اینكه معلمان تولید اندیشه نمایند و از آن در جهت بهبود وضع كلاس درس و مدرسه استفاده‌های لازم را به عمل آورند. آموزش و پرورش پژوهش ویژه خود را می‌طلبد كه محور اساسی آن باید تغییر و تحول در كلاس درس و جریان یاددهی و یادگیری باشد. مسلماً معلمان نقش اساسی در این نوع از پژوهش‌ها ایفا می‌كنند و باید تلاش كرد ضمن بهره جستن از همه روشهای تحقیق، ساز و كارهای پژوهش‌های كلاسی و پژوهش ضمن عمل را تدارك دید(قاسمی پویا، 1382).دراین مقاله ابتدا تعاریفی از اقدام پژوهی ازدیدگاه اهالی این فن ارائه گردیده ،سپس درمورد موانع ومحدودیتهای اقدام پژوهی وعلل عدم استقبال گسترده وچشمگیرمعلمان ازاین طرح بحث خواهدگردید.

تعاریف اقدام پژوهی:

قبل ازهرسخنی باید بیان شود که اقدام پژوهی بانامهای:پژوهش درعمل ویا پژوهش ضمن عمل نیز مطرح گردیده است.

   اصطلاح پژوهش در عمل ترجمه انگلیسی action research می‌باشد.این اصطلاح چند سالی است كه تحت عنوان اقدام پژوهی یا پژوهش عملی توسط برخی از اساتید كشورمان مطرح شده است (قاسمی پویا، 1382).

از نظر مك نیف (mc niff) و همكارانش اقدام پژوهی عبارتند از: نوعی پژوهش كارور (practioner research) است كه می‌تواند به شما كمك كند تا در هر جایی كه مشغول كار هستید وظایف شغلی خود را به نحو بهتری انجام دهید .به زبان ساده پژوهش كارور بدین معناست كه پژوهش توسط خود افراد و ضمن كارشان صورت می‌گیرد (همان منبع).

پژوهش درعمل فرآیندی است که درآن شرکت کنندگان تمرین های آموزشی خودرا بطورسیستماتیک وبادقت بااستفاده ازتکنیک های پژوهش بررسی می کنند(watts،1985).

پژوهش درعمل بطورخاص اشاره دارد به پرسشهای منظم معلم باقصداینکه پژوهش درآینده اعمال وواکنشهای شخص را تغییردهد.این پژوهش برروی دانش آموزان ودرمدرسه ایست که معلم درآن کارمی کند وپرسشها ومشکلاتی که درمورد مسائل آموزشی پیش میاید(ferrance،2001 ).

در یك جمع‌بندی كلی از تعاریف ارائه شده توسط پژوهشگران اقدام پژوهی عبارت است از نوعی تحقیق كه توسط خود افراد درگیر در یك مساله و برای حل یا كاهش آن انجام می‌گیرد .عمل محور اساسی در این نوع تحقیق است.به این معنا كه شخص یا افراد عمل خود را در حین كار و فعالیت مورد پژوهش قرار می‌دهند .در این روش هم پژوهشگر درگیر موضوع پژوهش است و هم موضوع پژوهش مربوط به عمل فعلی پژوهشگر است (قاسمی پویا، 1384).

مروری برپیشینه اقدام پژوهی

ظهور اقدام پژوهی به عنوان یك رویكرد مستقل پژوهشی عموماً به فعالیت جان دیویی در دهه بیست  و فعالیت كورت لوین و گرین وود در دهه چهل نسبت داده می‌شود كه به صورت مشخص از عنوان و فعالیت آن در حل مسائل اجتماعی و سازمانی استفاده شده است و یا برخی دیگر تحركات در حوزه تربیت معلم و فلسفه آموزش و پرورش را در دوره‌ای خاص در تقویت استفاده از این رویكرد موثر قلمداد نموده‌اند و عده‌ای نیز ورود آن به آموزش و پرورش را همزمان با كوشش‌های كری و مارین در كالج دانشگاه كلمبیا در سال 1949 می‌دانند(ساكی، 1383). "کورت لوین"که یک روانشناس اجتماعی ومعلم بود درطول دهه 1940درآمریکا پژوهش درعمل را توسعه داد(McFarland،1993 ).روش اودوره ای بودکه شامل الگوی برنامه ریزی غیرخطی،مشاهده وواکنش درمقابل تغییرات درشرایط اجتماعی بود(Noffke،1995).کورت لوین پژوهش درعمل را بعنوان مجموعه ای ازچرخه حل مسئله برای بهبود سازمان تعریف کرد،یک تحقیق منظم درزمینه تلاش های متمرکز برای بهبود بخشیدن به کیفیت سازمان مدرسه وعملکردآن(ferrance،2001 ).و اما رویكرد اقدام پژوهی در تحقیق آموزشی بوسیله خیزش و حركت اجتماعی تحت عنوان معلم پژوهنده در فاصله سال‌های (1970-1960) پذیرفته شده .بدین ترتیب كه معلم به عنوان كسی كه در شناسایی مشكل و یافتن راه حل ، شایسته‌ترین فرد می‌باشد .در جریان اقدام پژوهی قرار می‌گیرد(قاسمی پویا، 1382) .گویا دوره زوال و كم‌توجهی به كاربرد اقدام پژوهی در تحقیقات آموزشی را اواخر دهه 1950 ذكر می‌كند (گویا1372). دلیل همراهی رویكرد اقدام پژوهی با ساختار حرفه‌ای معلم، توجه عملی تعداد بی‌شماری از معلمان به اقدام پژوهی در حل مسائل آموزش و تدریس است.بدون آنكه این رویكرد را بصورت مستقل و در چارچوب مدون امروزی در مكتبی فرا گرفته باشند.در واقع بینش علمی كه بنیاد حرفه معلمی را در برمی‌گیرد و از رهگذر دانش‌های متعدد مورد نیاز آموزش و تدریس شكل می‌پذیرد، بیش از هر موضوع دیگری هدایت كننده فعالیت‌های معلمان برای حل مسائل و مشكلات در فرایند یاددهی-یادگیری است كه اقدام پژوهی به دنبال آن می‌باشد.بنابراین شروع جریان اقدام پژوهی را باید با ساختار حرفه‌ای معلم دانست.ساندرز و مك كاتچن معلمی را یك كار عملی و معلم را یك كارورز بازتابی (reflective practitioner) می‌دانند .تدریس احتیاج به بازتاب دائم بر روی عمل دارد.بنابراین رویكرد اقدام پژوهی به عنوان محصولی از بینش علمی معلم و فعالیتی انفكاك ناپذیر از شخصیت حرفه‌ای وی در نظر گرفته می‌شود كه با غلبه بر موانع رویارویی وی در انجام فعالیت یاددهی-یادگیری به بار می‌نشیند (ساكی، 1383).

پیش فرضهای اقدام پژوهی

ایده استفاده ازاقدام پژوهی به پیش‏فرضها و شرایط مناسب برای اقدام پژوهی:

بنظر واتز.اچ مفروضات اقدام پژوهی عبارتند از:

1-معلمان اصول کار برروی مشکلاتشان را خودشان برای خود شناسایی می کنند.

2-زمانی که بررسی وارزیابی کار معلمان ومدیران مورد تشویق قرارمی گیرند،آنها موثرتر می شوند وراهکارهای متفاوتی درنظرمی گیرند.

3-معلمان ومدیران بوسیله کارمشترک به یکدیگر کمک می کنند.

4-کارباهمکاران به معلمان ومدیران درتوسعه حرفه ای خود کمک می کنند(watts،1985 )

علاوه بر پیش‏فرضهای فوق،شرایط مساعد دیگری برای اقدام پژوهی می‏توان منظور داشت که به‏طور خلاصه شامل موارد زیر است:معلمان شرکت‏کننده در طرح اقدام پژوهی باید به ضرورت آشنایی با فنون پایه پژوهشی‏ اعتقاد داشته باشند،فرصت لازم برای نوآوری در نظام آموزشی فراهم باشد،نظام آموزشی‏ "طرحی نو در انداختن‏"را ترغیب کند؛در نظام آموزشی باید فرصت فراهم باشد تا اندیشه‏های نو مورد آزمایش قرار گیرد؛معلمان شرکت‏کننده در طرح اقدام پژوهی با فرایند پویایی گروهی آشنا باشند.به این سان،چنانچه گروهی از معلمانی که شرایط یادشده برای آنان فراهم است،دربارهء یک مسأله مشترک از طریق اقدام پژوهی به پژوهش بپردازند،می‏توانند به نتایج زیر دست‏ یابند:

الف)به مشخص کردن‏"موقعیت نامعین‏"نایل شوند و مشکل موردنظر را رفع کنند.

ب)با روشهای نو آشنا شده و از این طریق،ضمن خدمت به آموزش مستمر خود بپردازند.

ج)نوآوریها و شیوه‏های نوین آموزشی را با سهولت در میان معلمان اشاعه دهند.

د)ارتباط بیشتری میان معلمان و پژوهشگران آکادمیک فراهم آورند(دیویی،1369).


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

یارانه زمان!

یکشنبه 27 آذر 1390  09:22 ب.ظ

تصور کنید بانکی دارید که در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریزمیشود و تا آخر شب فرصت دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر ووقت حسابخود به خود خالی میشود. در این صورت شما چه خواهید کرد؟هر کدام از مایک چنین بانکی داریم: بانک زمان. هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ثانیه اعتبار ریخته میشود و آخر شب این اعتبار به پایان میرسد. هیچ برگشتینیست و هیچ مقداری از این زمان به فردا اضافه نمیشود

ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده، میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏ دنیا آورده، میداند
.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏ نامه میداند
.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،

ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند....

 

((بنقل ازوبلاگ استاداحمداکبری))


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

سخنی ناب ازمردتنها!

جمعه 25 آذر 1390  02:17 ب.ظ

حضرت امام علی(علیه السلام)

لَو سَکَتَ الجاهِلُ ما اختَلَفَ النّاسُ

اگر نادان خاموشی می گزید

مردم دچار اختلاف نمی شدند.

بحارالانوار،ح87،ص81


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

تفکرقبل ازعمل

یکشنبه 20 آذر 1390  11:37 ب.ظ

 گویند در زمانهای دور پسری بود که به اعتقاد پدرش هرگز نمی توانست بادستانش کار با ارزشی انجام دهد. این پسر هر روز به کلیسایی در نزدیکی محل زندگی خود می رفت و ساعتها به تکه سنگ مرمر بزرگی که در حیاط کلیسا قرارداشت خیره می شد و هیچ نمی گفت. روزی شاهزاده ای از کنار کلیسا عبور کرد وپسرک را دید که به این تکه سنگ خیره شده است و هیچ نمی گوید. از اطرافیان در مورد پسر پرسید. به او گفتند که او چهار ماه است هر روز به حیاط کلیسامی آید و به این تکه سنگ خیره می شود و هیچ نمی گوید.

شاهزاده دلش برای پسرک سوخت. کنار او آمد و آهسته به او گفت:
«
جوان، به جای بیکار نشسستن و زل زدن به این تخته سنگ، بهتر است برای خود کاری دست و پا کنی و آینده خود را بسازی

پسرک در مقابل چشمان حیرت زده شاهزاده، مصمم و جدی به سوی او برگشت و درچشمانش خیره شد و محکم و متین پاسخ داد: «من همین الان در حال کار کردن هستم!» و بعد دوباره به تخته سنگ خیره شد.

شاهزاده از جا برخاست و رفت. چند سال بعد به او خبر دادند که آن پسرک از آن تخته سنگ یک مجسمه با شکوه از حضرت داوود ساخته است. مجسمه ای که هنوز هم جزو شاهکارهای مجسمه سازی دنیا به شمار می آید. نام آن پسر «میکل آنژ» بود!

قبل از شروع هر کار فیزیکی بهتر است که به اندازه لازم در موردش فکر کرد. حتی اگر زمان زیادی بگیرد.

                         بنقل ازوبلاگ استاداحمداکبریwww.ahladakfari180.persianblog.com


نوشته شده توسط: سعداله آریافر | آخرین ویرایش:- | نظرات() 

  • تعداد کل صفحات:13  
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...